سلام سرافراز جان.خوبی؟؟
نمیدونی چه کیفی میده قاچاقی بیای نت:).بگذریم
پستهای اولت رو که میخوندم با خودم میگفتم سرافراز داره غرغر میکنه.داره خودشو تخلیه احساسی میکنه..داره درددل میکنه..
اینکه یه نفر اونطوری که فکر میکردی نبوده به خودی خودش انقدا وحشتناک نیست..بد هست اما واسه هممون پیش میاد.
اینجور وقتا این مسائل مثه قطره ی اخری هست که لیوان لبریز ما رو سرریز میکنه.
سرافرازالان تمرکزتو گذاشتی روی اون قطره اخر اما به نظر من اول به این فکر کن چرا لیوان طرفیتت لبریزشده..دلخوریا،خستگیا،ناراحتیا تو وجودت جمع شده الان همشون با هم یهو خالی شده..من مطمئنم اگه مثلا حالت خیلی خوب بود و این اتفاق می افتاد ناراحت میشدی اما نه این همه.
اما نترس چون از این اتفاقا واسه هممون پیش میاد.
سرافراز به نظر من هر وقت هر مشکلی یا حس منفی برات پیش میاد همون موقع قالشو بکن..اینکه بذاری تو وجودت تلنبار بشه نتیجش میشه همین ازردگی انفجاری.
چقد این حرف این روزا تو تالار تکرار میشه!!!!. و وقتی این اتفاق نمیافته تنها گزینه خودمم. اما من دیگه حوصله اینکارا رو ندارم. خودمو ول کردم و حوصله هیچ کس رو ندارم. آرامش، بخشیدن اینو اون، کمک کردن دلداری دادن به خودم چه فایده ای داره وقتی تهش همیشه این دل من بود که اول از همه شکونده شد؟؟
سرافراز نیاز نیست هر زمان که نمیتونیم دیگران رو تغییر بدیم بیفتیم به جون خودمون و تصمیم بگیریم یه تغییر به خودمون بدیم..گاهی نیازه فقط بپذیریم و رها کنیم.
خود من در مقابل خونوادم دارم اینکارو میکنم.نمیگم کامل موفق شدم اما خیلی بهتر شدم..اینکه بخوای مدام تو ذهنت زیر و رو کنی نزدیکترین افراد بهت چطور میتونن انقد غیر منصفانه رفتار کنن فقط خود ادمو رنج میده..پس باید پذیرفت و رها کرد.
من همیشه میگم مگه ما چند سال عمر میکنیم؟؟؟چندبار زندگی میکنیم؟؟؟که علاوه بر رنجی که سراغمون میاد خودمونم خودمونو ازار بدیم..با ور رفتن به خاطرات و احساسات منفی.
سرافرازاتفاق حادی نیفتاده..یکی از چند میلیون ادم منفی به پستت خورده و باش برخورد داشتی..خوب تو عمرت با چندین و چند ادم مثبت هم برخورد داشتی..به همین اندازه روی خوب بودن اون ادمای مثبت و حس خوبی که بهت دادن هم زوم کردی؟؟؟
سرافراز خسته است..دلش میخواد یه مدت استراحت کنه..بابا ربات هم نمیتونه 24ساعت مدام کار کنه اونم از نوع منفی!!
خوب خسته ای..یه کم به خودت استراحت بده..یه کم خارج چارچوبت رفتار کن..کمی الکی خوش باش..کمی قاعده ها رو بهم بریز..دو سه تا جیغ اساسی...یه غذای من دراوردی..یه رقص سرخوشانه..یا هر نوع تجربه متفاوت.
نمیدونم این کفاره رو خدا تعیین کرده یا من دراوردیه خودته؟؟چند وقت پیش یه قراری با خدا گذاشته بودم اما حال منو بهتر نکرد. شکستمش. حالا باید کفاره اش هم بدم اما با شکستنش هم حالم خوب نشد.
یعنی من یکی اصلا خوشم نمیاد ادما به جای خدا مجازات تعیین کنن..گمون میکنم خدا درک میکنه که حالت خوب نبوده و قرارتو شکستی..فکر کنم الان اگه خودتو ببخشی خوشحالتر میشه تا اینکه کفاره بدی..شاید بعدا وقتی حالت بهتر شد تصمیم بگیری جبران کنی..با روی خوش..
توصیه اخر..گریه کردن رو به زمانی غیر ازقبل و بعد خواب موکول کن..حتی اگه لازم باشه خودتو مجبور به این کار کن.
فعلا
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)