خوبه که لااقل شما بودید و جوابی دادید من حرف شما رو کاملا میپسندم اما بازهم سوال دارمنوشته اصلی توسط erfan25
چطور میشه رنگ رو از عشق جدا کرد ؟ اصلا عشق به چه چیزهایی گفته میشود و یک انسان در وهله اول عاشق چه چیز میشود یا باید بشود و ظاهر در این جا چه نقشی دارد یا اصلا دارد یا ندارد؟
چطور میشه به همه آموزش داد که به دنبال واقعیتهای ماندگار زندگی بروند و نه رنگ ؟
این را روشن کنید تا شاید راهی باشد همیشگی برای همه جستجوگران...
آغاز هر چیز رنگ است و ظاهر درست ؟
اصلا ظاهر چیست و باطن چیست ؟ تروخدا یکی اینها رو توضیح بده![]()
من میخواهم بدانم چطور میشود از ظاهر به باطن پل زد و ضمنن مردم ظاهر بین را چگونه میشود قانع کرد؟ خودتان که میدانید آنها دست بردار نیستند آنقدر میگویند تا یک نفر را از راه بدر کنند و یا حداقل کاری که میکنند اینست که به شک میاندازند ...
فکر کنید با حضرت فاطمه بارها گفته بودند که علی فقیر است و دل او را شکسته بودند یا حضرت خدیجه را برای ازدواج با حضرت محمد بارها و بارها با کنایه ها آزرده و دلتنگ کرده بودند .







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)