سلام
آقا حامد همون طور که بهار.شادی گفت ما تو ایران هم این مشکلات رو داریم و واقعا کسی که از نظر فرهنگی و اعتقادی خیلی به ما نزدیک باشه وجود نداره ..البته قبول دارم در مورد شما با توجه به شرایط زندگی تون این موضوع پیچیده تر میشه ...
ولی من فکر میکنم چیزی که الان مهمه اینکه شما رو شخصیت خودتون کار کنید رو اینکه انعطاف پذیر باشید و شخصیت سازگاری داشته باشید
من حس میکنم شما یکمی... نه خیلی سخت گیرید ..البته شایدم حسم درست نباشه.
اصلا منظورم این نیست که خودتون رو تغییر بدیدو از اصل و اعتقاد خودتون فاصله بگیرید ...فقط میگم یکم منعطف تر در مورد مسائل فرهنگی واعتقادی فکر کنید (خوب این شرایط ویژه و خاص شماست پس شمایید که باید این سازگاری رو تو خودتون تقویت کنید و سعی نکنید کسی رو پیدا کنید از نظر فرهنگی و اعتقادی دقیقا مثل شما یا خیلی نزدیک به شما باشه.یعنی درکل بگم در این مورد انقدر سخت گیر نباشید)
از ی طرف دیگه کسی هم که میخواد با شما ازدواج کنه باید تا حد زیادی این انعطاف پذیری رو دارا باشه.
..یعنی اونم دختری نباشه که رو مسائل اعتقادی و فرهنگی این انعطاف پذیری و سازگاری رو دارا باشه
اینم با ی سری سوالات میشه تشخیص داد که فرد مورد نظرما درچه حد انعطاف داره.
لازم نیست هردوتون در این مسائل دقیقا عین هم فکر کنید فقط کافیه که به عقاید هم احترام بزارید و سعی کنید هردوتون در این زمینه حساسیت های هم دیگرو رعایت کنید...
مثلا من پدرم از 18 سالگی تا 30 سالگی امریکا بوده البته بدون خانواده و اصلا هم قصد نداشته به ایران برگرده ولی در زمان جنگ که ایران جنگ میشه و در سال 63 و 64 که تهران بمب باران میشه از نگرانی که بابت خانوداش احساس می کرده برمیگرده ایران...و بعد هم به پیشنهاد خانوادش به خواستگاری مادر من می اد و به گفته خودش یک دل نه صد دل عاشق میشه و موندگار میشه ایران.
پدرم ازنظراعتقادی با مادرم متفاوته ...نه حالا فقط به دلیل اون چند سالی که ایران نبوده ولی خوب اونم بی تاثیر نبوده...بعدم که اومده ایران وارد شغلی شد که بازهم مرتبا به ماموریت های طولانی خارج از کشور می رفت..ولی با وجود این نوع تفاوت های فرهنگی و اعتقادی زندگی اونها واقعا خوبه..واقعا مشکل خاصی نیست.
چون هردوشون به اعتقادات هم احترام می زارن هر دوشون حاضرا به خاطر راحتی طرف مقابلشون یکمی از حساسیت هاشون کم کنند.نمی گم هیچ وقت در این زمینه مشکلی نبوده چرا بوده ولی خوب قابل حل بوده،بعد هم کم کم کسی که اعتقاد قوی تری داره میتونه رو دیگری تاثیر گذار باشه..البته من نمیگم با این دید ازدواج کنید ها...
ی مورد دیگه می گید دوست ندارید دختری به دلیل مهاجرت با شما ازدواج کنه....به نظر من درسته واقعا این موضوع قابل پذیرش نیست..ولی قبول کنید بی تاثیر هم نمی تونه باشه.
یعنی وقتی دختری شما رو بخواد این موضوع رو هم به عنوان یک امتیاز مثبت تلقی میکنه و این بد نیست(البته کسی که تنها به این دلیل ازدواج میکنه فرق داره !!!اونهم فکر میکنم راحت با پرس و جو بشه فهمید که اینجوری هست یا نه و به اصطلاح عشق خارج رفتن داره یا نه)...اینکه شما ساکن خارج از کشور هستید از دید کسی که بدش نمیاد از ایران بره یکی از امکانات مثبت شماست یکی از مزایای ازدواج با شماست...یعنی جزئی از خصوصیات شماست.... بخصوص در مورد شما که از 11 سالگی اونجا بودید و با این فرهنگ خو گرفتید و کسی که میخواد باهاتون ازدواج کنه نمیترسه از اینکه شما از خود بی خود بشید و به اصطلاح خودتون رو گم کنید ....
نباید این ناراحتتون کنه که ممکنه مهاجرت هم تو تصمیم اون خانم اثر گذار باشه...مسلمه که تاثیر میزاره.
به نظر من البته









علاقه مندی ها (Bookmarks)