من امیرکبیر درس میخوندم و به احتمال زیاد برای ارشد هم همون دانشگاه خودم قبول میشم.
با یه مشاور حصوری صحبت کردم. الان که بیشر فکر میکنم بعد از وارد شدن تو بحث های علمی دانشگاه تو دید خودم تغییر ایجاد شده.
ویه جورایی ملاکام واسه زندگی و انتخاب تغییر کرده.
و با همه کمک های شما دوستان تصمیم گرفتن این رابطه تموم شه. و اون آقا هم خیلی ناراحت نشدن از تموم شدنش و پذیرفتن که برای هر دو بهتره.
بنظرم چون فعلا قصد ادامه تحصیل دارم و خدارو شکر قبول میشم. عجله ای برای ازدواج نیست و میتونم منتظر موردی باشم که با ملاکای من بیشتر جور در بیاد. واین رابطه رو تموم کردم.
شاید از اول نباید شروع میشد.
و بازم ممنون.








علاقه مندی ها (Bookmarks)