سلام بر دوستان
بعد از چند روز یه روز که داشتم سر کار میرفتم به طور اتفاقی دوستم رو دیدم وقتی منو دید خودشو زد به اون راه که انگار اصلا منو ندیده ولی از اونجایی که من دیدمش برای سلام کردن رفتم سمتش و سلام کردم به زور جواب سلام داد کمی که با هم صحبت کردیم یه شکلات از توی کیفش دراورد و به من داد منم ازش تشکر کردمو گرفتم. باید میرفتم سر کار و خداحافی کردیم. تا دیشب که اس ام اس دادم که حالشو بپرسم چون اون روز که دیدمش خیلی رنگ پریده بود. گفت مرسی که نگران حال من هستی. ادامه دادیم و شب اروم با صحبتهای منطقیو احساسی داشتیم.
اما زمانی که من رفتم تو فاز احساسی در جواب آخر برای من فرستاد که (آخی!)
حالا نمیدونم که به حالت مسخره گفته یا چیزه دیگه. و من هم گفتم که ازم دور شدی دلم برات تنگ شده که آخرش اونو گفت ولی خدم احساس کردم که مسخرم کرد اما نمیدونم احساسم درسته یا از نگاه بد منه.
گفتم اسم رو عوض کنم مناسب تر باشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)