راههاى درمان شهوت پرستى
الف-راه علمى
ب-راه عملى
راه علمی :
1-اندیشیدن در مورد آثارو پیامدهای شهوت پرستی وببيند كه چگونه تسليم شدن در برابر شهوات،انسان را به ذلت،بدبختى،اسارت،تضعيف شخصيت اجتماعى و دورى از خدا مىكشاند.
2-تامل پيرامون شرح حال«اولياء الله»و پيروان راستين آنها كه بر اثر مبارزه با شهوات به مقامات بالا در دنيا و نزد خدا رسيده اند،انسانرا از شهوت پرستى باز خواهد داشت.
3-تحكيم پايه هاى عقل و ايمان،
راه عملی:
1-يكى از بهترين راههاى عملى براى نجات از گرداب شهوت،اشباع صحيح اميال و خواستهاى جنسى است،زيرا اگر خواستها و اميالى كه در درون انسان وجوددارند از راههاى صحيح،اشباع گردند،ديگر زيانبار و مخرب نخواهند بود،به تعبيرديگر،اين خواستها را نمىتوان و نبايد سركوب كرد،بلكه بايد از آنها در كانالهاى صحيح و سازنده استفاده كرد، در غير اين صورت ممكن است تبديل به سيلاب ويرانگرى شود كه حرث و نسل انسان را با خود خواهد برد.
به همين دليل،اسلام نه تنها تفريحات سالم و بهره گيرى معتدل از خواستهاى درونى را مجاز شمرده،بلكه نسبت به آن تشويق نيز نموده است.خطبه معروفى كه ازامام جواد عليه السلام در مورد عقد همسرش نقل شده است،شاهد گوياى اين مدعاست.آنحضرت در اين خطبه مىفرمايند:«اما بعد فقد كان من فضل الله على الانام ان اغناهمبالحلال عن الحرام، يكى از نعمتهاى الهى بر بندگان اين است كه آنها را به وسيله حلال از حرام بى نياز ساخته است.»
اين حديث معروف نيز بر همين نكته اشاره دارد:،انسان با ايمان ساعات زندگيش را به سه بخش تقسيم مىكند،قسمتى را صرف مناجات با پروردگارش مىكند و قسمت ديگر را در راه اصلاح معاش و بندگيش به كار مىگيردو قسمت سوم را به بهره گيرى از لذتهاى حلال و دلپسند اختصاص مىدهد.»
2-يكى ديگر از راههاى نجات از شهوت پرستى،برنامه ريزى دقيق براى برنامه هاى زندگى است،زيرا،هرگاه انسان،براى تمام اوقات خود برنامه داشته باشد(هر چند برنامهاو در پارهاى از موارد جنبه تفريحى و ورزشى داشته باشد)،ديگر مجالى براى كشيده شدن به آلودگىهاى شهوانى باقى نمىماند.
3-برچيدن عوامل آلودگى ,زيراامكان آلودگى به شهوات در محيطهاى آلوده فراوان است،
4-احياى شخصيت معنوى و انسانى زيرا انسان،هنگامى كه از ارزش وجود وشخصيت خود،آگاه شود و دريابد كه او عصاره جهان آفرينش و گل سر سبد جهان خلقت و خليفه خدا در روى زمين است،به اين سادگى خود را به شهوات نمىفروشد.
هر قدر انسان با خلق و خوى بد به مبارزه برخيزد و در جهت مخالف آن حركت كند، آن خلق و خوها كم رنگ و ضعيف مىشود و اين مبارزه ازصورت فعلى به صورت حالت و از صورت حالت به صورت عادت و از صورت عادت به صورت ملكه در مىآيد و خلق و خوى ثانوى در جهت مقابل شكل مىگيرد،مثلا،اگر انسان بخيل بذل و بخشش را تكرار كند،آتش بخل به تدريج در درون او فروكش كرده و خاموش مىشود.
در این مورد اظهار نظرهایی دارم که ان شا...در پست های بعدی ارائه خواهم دادنوشته اصلی توسط setareh








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)