سلام مهسیما جان
این نوع اختلافات با خانواده شوهر تا حدودی طبیعیه و خیلیها درگیر این نشکلات هستن به خصوص برای شمایی که داری باهاشون زندگی میکنی.
این رو یادت باشه که هرچند خیلی سخته اما همسرت رو در این مشکلات دخیل نکن.چون نه تنها دفاعی از شما نمیکنه بلکه روابطتتون هم خراب میشه.
به نظرم بیشتر مشکلات شما ناشی از بی سیاستی شماست.
اختلافات شما کامل خاله زنکیه.(منظورم رفتار اشتباه خانواده همسرته)
اینا فرهنگشون اینطوریه.نباید انتظار زیادی داشته باشی
بهترین راه حلی که به نظرم میرسه اینه که با احترام جوابشون رو بدی.شاید اوایل برات خیلی سخت باشه اما کم کم درست میشه.
وقتی میگه غذای مورد علاقه عروسم رو درست کردم شما هم از اون غذا مدام به به چه چه کن و تعریف کن.حتی بگو مثلا من عاشق قیمه های مادر جون هستم !
به همسرت غیر مستقیم و با مهارت و سیاست زنانه بگو که و سربسته براش توضیح بده که خانوادش رو دوست داری و دوست نداری یکسری مسائل ارتباطتت رو با اونا بهم بزنه.
براش توضیح بده که اگر کمتر بری خونه اونا احترامها بیشتر حفظ میشه.
بعضی وقتا باید پرر و باشی.اما بازم میگم با حفظ احترام
منم این رفتار رو خواهر همسرم یکبار باهام کرد.اما اون بار اول و اخرش بود چون حسابی محکم وایستادم.
توی عروسی خواهر شوهرم دیس برنج رو از جلوی من برداشت و جلو ی همه فامیلهای همسرم (عمه هاش و دختر عمه هاش و زن عموهاش...)
گفت مریم جان شما برنج نخور چاق میشی.همه هم زدن زیر خنده.اما من همونجا دیس رو از دستش گرفتم و گفتم عزیزم من الان میل دارم که برنج بخورم .نگران چاقیم هم نیستم.همسرم هم از این هیکل بسیار راضیه.مهم نظر خودم و همسرمه.(با خنده و شوخی ظاهری..اگرچه قلبم تند میزد و دستام یخ کرده بود !!)
میتونی موقع ظرف شستن یه سری کارها بکنی.
مثلا شما سفره رو پاک کنی(میشه کلی وقت صرف این کار کرد).یا انقدر اروم اروم ظرفها رو بشوری که همه متوجه بشن شما خیلی وقته در اشپزخانه ای و اونا هم سر هر کاری هستن بالاخره برسن.
در مورد غذا ندادن با شوخی و خنده مثلا بگو :
ای بدجنسا ! شما دو تا راحت شدید فردا از غذا درست کردن ! (اونا شاغلن یا نه.؟)
باید محبت مادر همسرت رو جلب کنی (نه با جارو کردن و ...)
باید بهش محبت کنی..گل بخری..
اگر بتونی اون مشکل رو حل کنی مشکلات دیگه ات هم حل میشه.
اگر سوالی داشتی بپرس خانومی









علاقه مندی ها (Bookmarks)