سلام رامای عزیز
چند روز پیش که برام پاسخ میذاشتی و راهنماییم می کردی نمی دونم چرا فکر کردم خودت یک خانم هستی که ازدواج موفقی داشته و الان داره شعار میده (البته حرفات رو قبول دارم ها) اما الان می بینم که وضعیت تو از غم انگیز تره واقعا ناراحت میشم این چند روزه اینجا تاپیک های تکان دهنده ای خوندم
همش فکر میکنم چرا فرهنگ ما این شکلیه؟ چرا آدمها به خودشون اجازه میدن که احساسات دیگری رو به بازی بگیرن؟
تنها کاری که از دستم برمیاد اینکه برات آرزو کنم که بتونی تصمیم درستی بگیری اما یه چیزی رو هم فراموش نکن اونم اینکه یه درصد خیلی کمی وجود داره که این آقا واقعا مشکلی براش پیش اومده پس شاید اگه ازش بخوای یک دلیل قانع کننده و منطقی برات بیاره بد نباشه ولی اگه دلیل خوبی برای کارهایی که تا الان انجام داده نداره بهتره که فراموشش کنی چون حتی خواستگاری وازدواج هم نمیتونه این جور آدمهای ناپایدار رو اصلاح کنه
موفق باشی عزیزم








علاقه مندی ها (Bookmarks)