یه چیز دیگه:
یبار داشتم میگفتم که رفتم جلسه دفاع یکی از بچه ها و استاد داور از آشناهای شما بود
مادرشوهرم با یه لحنی که یکم عصبانی هم بود و واقعا هرکی بود بهش برمیخورد گفت:
کی بوده حالا؟ دختر بود یا پسر؟!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آخه اینم شد حرف؟!!!!
میخواست ببینه من سر دفاع پسر رفتم یا دختر!!
اصلا شعورش نمیرسه
آخه ما دفاع همه رو میریم واسه اینکه چیزی یاد بگیریم
با جلسه دفاع آشنا شیم
جشن تولد طرف که نرفتیم!!!
ینی اینقدر حرفش بد بود که خود خواهرشوهرم که خودش هفت خطه هاج و واج نگاش میکرد که
آخه این چه حرفی بود که زدی؟
منم که واقعا نمیدونستم چی بگم.. خیلی جا خورده بودم..
یجوری بی ربط جواب دادم که یعنی من نفهمیدم واسه چی اینو پرسیدی
گفتم: دختر بود استاد دفاع رو خودشون انتخاب نمیکنن دانشگاه تعیین میکنه!
اونم گفت:آهان
(اون مورد واقعاً هم دختر بود ولی ما پسرا رو هم میریم دفاشون)
(اینجوری وانمود کردم که من منظور شما رو اینطوری برداشت کردم که این آشناتون که استاد داور بوده
میخواستین ببینین که داور کی بوده!!! )
تورو خدا یکم راهنمایی کنین من تو این موقعیتا باید چطوری جواب میدادم که هم اونها رو سر جاشون بشوونم
هم مودبانه باشه
هم یکم حساب کار دستشون بیاد که نمیتونن به من هرحرفی دلشون میخواد بزنن
دلم دیگه واقعا ازشون پره
تا یه مدت ازشون کینه نداشتم
اما دیگه کم کم موارد زیاد شده
دلم باهاشون صاف نیست
شما بودین تو این موقعیتا چطوری جواب میدادین؟؟؟!








علاقه مندی ها (Bookmarks)