نمی دونم چی شده و چشونه. اما اگه حس می کنی با خانمت مشکل داری پیدا می کنی یا اگه اهل صحبت کردن منطقیه با خودش صحبت کن ببین چشه یا برین مشاوره خانواده و به مشاور بگه چشه و مشاور بهت بگه.
به قول خودت مادرزنت ارزش این فکرا رو نداره.
دیگه موقعیت مشخصه و رابطه شما دوتا هم مشخصه. مرض داشته که اینو گفته که مادره هم اینو بگه؟
باید سعیتو بکنی که نذاری اصلا این موقعیت ها پیش بیاد. وقتی هم که پیش میاد باید اداره اش کنی. نه اینکه بشینی این بگه برقص اون بگه نه باز این بگه فلان. با اون چرانمندانه رفتار کردن می تونی.
به قول بابا طاهر چه خوش بی مهربانی از دوسر بی. احترام هم دو طرفه باید باشه. وقتی بهت احترام نمی ذاره مجبور نیستی اینقدر بهش احترام بذاری که به خاطرش هی فکر کنی و فکر و اعصاب خودتو به هم بریزی.
اون لینک رفتار جراتمندانه رو بخون توی همین تاپیکت گذاشته بودم. سعی کن کم کم کنترل رفتارو خودت دستت بگیری. اینطوری نشین که هر کی هر کاری بخواد بکنه بعدش بمونی که چه کار کنی. ادم نمی تونه که اخرش پاشه دهن به دهن بشه و فحش بده. تو باید از همون اول شروع کنی و وضعیتو دست خودت بگیری.
اول اینکه هر کاری هم می کنن جلوی چشم خانمت بوده دیگه. اونم دیده. نیازی نیست تو دوباره راجع بهش با خانمت حرف بزنی. خودش دیده و اگه قرار بوده بفهمه فهمیده. پس اعصاب خوردی رو به خونت نکشون.
بعدش باید یه جوری یاد بگیری که فاصله ی زیاد بین خودتو و اون مادر زنه بذاری. می تونی اینکارو با جملات محترمانه بکنی. بهش همیشه بگی شما و با فعل جمع باهاش حرف بزنی. بی تفاوتی همراه با احترامو باهاش داشته باشی. اینطوری هربار یادش می ندازی که تو از من دوری و فاصله اتو حفظ کن. بیخودی هم واسه هر کارو هر کمکی ندو خودتو واسشون عذاب بده. هر کاری که دلت می خواد بکن و هر کاری که خانمت رو خوشحال می کنه. اصلا فکر کن اون مادرزن وجود نداره.
راستی همه مامانا هم مهربون نیستن.
خیلی هم توی این مواقع خونسرد باش. اصلا ناراحت نشو. مثلا اون گفته پاشو برقص این می گه نه نمی خوام می تونی عین این رفتار کنی که انگار نه انگار کسی چیزی گفت. هیج محل ندی. نه اینکه با نگرانی یا ناراحتی اینو نگاه کنی و اونو نگاه کنی و دنبال کنی ببینی برات به قول معروف چه اشی پختن! اش می پزن خودشون تنهایی بخورن! تو چرا اینهمه خودتو ناراحت می کنی؟ خودت مهمی و زنت و اگه بچه دار هم شدی بچه ات. همین. اصلا قاطی بازی شون نشو که انقدر توی روحیه ات اثر بد بذاره.
یادت باشه تو ضد ضربه ای! نه که بری اونجا هی این اذیتت کنه هی اون. تا وقتی که نذاری کسی روی روحیه ات اثر بدی بذاره مهم نیست که چی می کنن.
دوستان هم اگه بتونن بگن در این موقعیت چی باید می گفتی خوبه. این همون رفتار جراتمندانه است. یعنی هم احترام به خودت می ذاری هم به طرف مقابل ولی حقتو می گیری. اینم تمرین می خواد و با این مادرزنت موقعیت خوبی واسه تمرین داری.
راستی تو خودت باید از حقوق خودت دفاع کنی. نباید از همسرت توقع داشته باشی که به جای تو از حقوقت دفاع کنه. اینم توی همون تاپیکای چگونه منفعلانه رفتار نکنیم و کارگاه جراتمندانه رفتار کردنه. هر دوشونو بخون. بعدشم برو سر مادرزنه بی ملاحظه ات تا دلت می خواد تمرین کن چیزایی رو که خوندی! به زنت هم نگو تا یه کمی هم تو از واکنش های مادرزنه تفریح کنی :)
من سرم تو سری نداره. همسر اسمش روشه. هم + سر.








علاقه مندی ها (Bookmarks)