سلام دوست عزیز.به همدردی خوش اومدی
نه اتفاقا به نظرم حق نداره..اینکه مدام اعصاب تو رو بهم بریزه کجا حق داره؟؟درسته ازرو دلسوزی میگه اما چه نتیجه مثبتی داره؟؟ميدونم مامانم حق داره
وقتی خودت ازاین موضوع ناراحت نیستی نباید اجازه بدی بقیه دخالت کنن.شما 5ساله دارین زندگی میکنین و اینطور که پیداست قراره این روال غرغر تا ابد ادامه داشته باشه.
با مادرت یه بار برای همیشه صحبت کن.قاطعانه و محترمانه.و بهش بگو اصلا دلت نمیخواد به گذشته فکر کنی.و ترجیح میدی از زندگیت لذت ببری.بگو زندگیتو دوست داری و اصلا تمایلی نداری ازاین حرفا بشنوی..بگو اگه ادامه بده مجبوری برخلاف میلت ارتباطتو باش کم کنی.
درسته که خونواده همسرت اشتباه کردن که قول دادن ولی خیلی کم پیدا میشه یه خونواده اینکارا رو کنه و ماشین و خونه و خرج تحصیلم بده.خريد ماشين براي من و همسرم.خريد خانه.خرج تحصيل من و همسرم.
شما به داشته هات فکر کن.و برای چیزایی که میخوای برنامه ریزی کن.اگه میخوای ادامه تحصیل بدی بخون تا دانشگاه دولتی قبول شی.الانا چندانم سخت نیست اینکار.
اگه دوست نداری میتونی یه هنر که دوست داری مثه ارایشگری یاد بگیری و خودت مستقل بشی.
یه کم خرج و مخارجتونو مدیریت کنید هم میتونین چیزایی که میخواین رو بخرین.
خدا رو شکر کن شوهرت سالمه و کار میکنه چه نیازی به اینکه چشمتون به دست خونوادش باشه.
ازاین به بعد هم اگه بازمادرت حرفی زد بدون پرخاش صحبتو عوض کن.
و اجازه نده این حرفا رابطه تو و خونواده همسرتو خراب کنه.
موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)