به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 36

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array

    RE: طلاق همسر دوم و بازگشت زن اولم چیکار کنم ؟؟؟؟ میترسم بر گردم ؟؟؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط سارا 2010
    دوست عزيز من تجربه زندگي مشترك ندارم اما از روي نوشته هاي خودتان من استنباط مي كنم كه آدم بد دل و شكاكي هستي، من احساس مي كنم تعريف خيانت از ديدگاه شما و همسرتان متفاوت است. راستش را بخواهيد من اصلا همسر اول شما را مقصر نمي دانم.
    با سلام خدمت شما سارا 2010

    ممنون از این که پست های من را خوندید و نظرتون را دادید - متشکرم

    ولی با توجه به اینکه شما همسر ندارید و مجرد هستید دوست داشتم جواب یک سری از سئوالات تون را بهتون بدم - البته شاید اینجوری خودم را خالی میکنم - نمی دونم !!!!!

    شما فرمودید :
    مورد صحبت كردن يا هديه گرفتن از يك فرد خارجي به نظر من خيانت نيست

    بله - خیانت نیست !!!! ولی این کار میتونست در حضور من باشه !!!
    ما مدت هفت روز و شب در اون شهر و در اون هتل مسافر بودیم و زندگی کردیم - چرا باید

    روز آخر آخر و اونم موقع برگشتن و توی فرودگاه تهران من بفهمم - ها - چرا ؟؟؟

    در اون هتل تمام هزینه ها تا روز اخر حساب نمی شد و پای اتاق نوشته تا اخرین لحظه که

    حساب کنند - چرا زمانی که بچه من بستنی میخاسته اجازه داده که یک مرد بهش با خرج

    خودش بستنی بده ؟؟؟ که همین باعث بشه که اون مرد به خودش اجازه بده که بعدش هم

    بخواد هدیه بده - عکس بده - تلفن بده و پیشنهاد بده !!!!

    بله شاید بگی فرهنگ اون خارجی یه اینجوری بوده !!!
    ولی فرهنگ ما که متفاوت هست با اونا !!!

    چرا توی این یک هفته به من چیزی نگفت که این خارجی یه بهم هدیه داده ؟؟؟؟
    تا وقتی که دیگه ما از اون شهر کاملا خارج شده بودیم - به من گفت !!!!

    بعدشم من که بخشیدم - پس چرا دوباره توی شهر خودمون با یک مرد دوست بود ؟؟؟؟

    توی اون هتل مدام من براش شارژ همراه میخریدم - بهش میگفتم اخه بابا مگه با کی صحبت میکنی که اینقدر شارژ نیاز داری !!!
    میگفت = با مادر و با خواهرام و دوستام ...

    بعد فهمیدم با همون مردی بوده که در شهر خودمون باهاش دوست بوده
    تلفنی و اس ام اس ی باهاش در ارتباط بوده .
    ========================================
    مورد دوم هم جزو شيطنت هاي از نوع بي كاري كه انگار دنبال يك سرگرمي بوده

    به نظر شما رفاقت با یک مرد اونم در حد اس ام اس دادن و تماس تلفنی داشتن و سوار ماشین اون مرد شدن یک نوع سرگرمی حساب میشه ؟؟؟؟؟

    تازه من تا همین حد از این ارتباط را اگاه هستم و چیزی فراتر یا کمتر بوده را نمیدونم !!!!

    اگه این خیانت نیست !!!
    میشه لطفا خیانت را برای من معنی کنید !!!!!!
    ==========================================
    مورد سوم هم باز از نوع بي كاري دنبال يك همدم بودن و فرار از تنهايي بوده


    ببخشید شما صحبت کردن با یک مرد غریبه را سر گرمی به حساب میارید ؟؟؟؟

    ایا احتمال این نیست که یک زن و مرد غریبه پس از اشنایی و صحبت و ایجاد علاقه - یواش یواش رابطه شون نزدیک تر بشه ؟؟؟؟

    خود تو بزار جای من !!!!!

    ==========================================
    دوست عزيز من تجربه زندگي مشترك ندارم اما از روي نوشته هاي خودتان من استنباط مي كنم كه آدم بد دل و شكاكي هستي

    من از انتقاد اصلا ناراحت نمی شم و بر عکس خیلی خیلی هم خوشحال میشم

    ولی به قول اقای بهروز وثوقی در فیلم طوقی ( این نامرده که نامردی میاره )

    ما هفت سال با هم زندگی کردیم - اگر من ادم شکاکی بودم و زندگی براش سخت شده بوده
    چرا از روز اول نبودم ؟؟؟
    چرا هفت سال زندگی کرد ؟؟؟
    چرا روز های اول یا سال های اول جدا نشد و از شکاکی من خسته نشد ؟؟؟
    =============================================
    روزی که من مچش را گرفتم - به من زنگ زد و گفت که من دارم با تاکسی میرم خونه مادرم

    و منم خیلی خیلی ارام و با اعتماد گفتم عزیزم برای اینکه راحت باشی با تاکسی تلفنی برو .

    اون گفت نه اینجوری راحت ترم !!!

    و منم گفتم باشه گلم - هر جور که راحتی - فقط مواظب خودت باش !!!!

    ب نظر شما این جواب محبت و اعتماد من بود ؟؟؟؟ که به من بگه میرم خونه مادرم و با ماشین دوست پسرش بیرون بره و با هم باشند ؟؟؟

    نه !!!! خداوکیلی خیانت را برای من تعریف کن ؟؟؟؟؟

    ======================================
    شما اگر ازدواج کنی ایا به شوهرت اعتماد داری یا نه ؟؟؟؟
    که صدر در صد داری چون اگه نداشتی باهاش ازدواج نمیکردی !!!
    حالا اگه بهت خیانت کنه و مچش را بگیری آیا دیگه اون اعتماد اولیه را بهش میکنی ؟؟؟؟
    تازه برای من که این اتفاق 3 بار افتاده آیا واقعا میتونستم دیگه بهش اعتماد داشته باشم ؟؟؟

    چند بار بهش فرصت بدم ؟؟؟ چند بار چشم پوشی کنم ؟؟؟؟ چقدر به خاطر بچه ؟؟؟؟
    ==============================================
    زياد حق به جانب صحبت نكنيد اين شما بوديد كه بعد از طلاق دوباره ازدواج ...

    نه دوست عزیز من حق به جانب صحبت نمیکنم !!!!
    زندگی کردن حق هر موجود زنده ایست !!!
    شما توقع داری من پس از طلاقم تا اخر عمرم مجرد می موندم ؟؟؟؟
    بعدشم اگه مطالب بنده را دقیق میخوندید ایشون طلاق میخواست نه من !!!!
    پس منم با علم به این موضوع که مثل روز برام روشن بود که ایشون بعد از مدتی بر میگرده
    و میخواد ادامه بده - میخواستم راه را برای خودم و همه خانواده که میگفتند برگرد و باهاش
    زندگی کن ببندم ....
    چون دیگه از دست همه کاراش خسته شده بودم - از فوش دادن هاش - از بی تو دهنی هاش - از خیانت هاش - از زور و زیاد بودن هاش و . . . .
    برای همین هم ازدواج کردم .....
    ============================================
    ..... كه بعد از طلاق دوباره ازدواج و دوباره طلاق گرفتيد نه او . . .

    دوست عزیز و گرامی آیا کسی دوست داره که تابلو بشه ؟؟؟؟
    مگه من مریض بودم که دوباره ازدواج کنم و سپس طلاق بدم ؟؟؟؟

    پنهان کردن حقیقت ( تدلیس در ازدواج ) و صیغه بودن اون خانم منو مجبور کرد که
    طلاقش را بدم ....

    من 31 سالم هست و خانمی که من باهاش ازدواج مجدد کردند 33 سالش هست ....
    اکثر اقایون در ازدواج هاشون چه دائم و چه موقت ، به دنبال یک خانم کم سن و سال میگردند

    من با علم به اینکه ایشون برای بارداری یکی دو سالی بیشتر زمان نداره
    سنش از من بیشتره
    و . . . .
    با ایشون ازدواج کردم و ایشون را قبول کردم

    چه بسا که در حدود 10-15 کیس دیگری به من معرفی شدند که خداوکیلی همه از من 4-5 سالی کوچیک تر بودند ولی من ایشون به دلم نشست ....

    ( البته اگه در همون ابتدای کار حقیقت را میگفت من صد سال سیاه یاهاش ازدواج نمی کردم )

    چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    به دلیل اینکه درست از جاهایی که من ضربه خورده بودم
    ایشون اون مشکلات را نداشت ...

    ایشون پوشش خوب بود - محجبه ی محجبه ( بر عکس اون که پوشش خیلی بد بود )
    ایشون حرف زدنش بیست بیست ( بر عکس اون که داد میزد )
    سخنش گفتنش بیست بیست ( بر عکس اون که فوش میداد )
    شوهر داریش بیست بیست ( بر عکس اون که اصلا شوهر داری بلد نبود )
    و . . .

    ( حالا شاید یه نفر بگه چقدر معیارهات پائینه ) ولی خوب برای شخص من ایده ال بود و همون همونی بود که من یک عمری در جستجوش بودم ....

    به قول معروف که علف باید به دهن بزی شیرین بیاد .....

    در ضمن من در چندین بار اشنایی اولیه - علت تلاقم را به ایشون گفتم که برای چی طلاق دادم ( خیانت همسرم )
    و ایشون با اینکه حرف های منو شنید - بازم حقیقت را از من پنهان کرد .....

    به نظر شما ایا این حق من نبود که از این مورد صیغه شدن ایشون با خبر بشم و سپس
    نتیجه گیری کنم و جواب بدم ؟؟؟؟
    شاید بگی گذشته ش بوده !!!
    خوب منم بچه م و همسر اولم جزء گذشته م بوده - پس با این حساب منم نباید بهش میگفتم !!!! ها ؟؟؟؟؟
    ========================================
    به نظر خوتان زيادي پر توقع نيستيد كه بعد از يك ازدواج و طلاق و يك فرزند با يك دختر كم سن تر از خوتان كه هيچ سابقه ازدواجي نداشته باشد. ازدواج كنيد؟ فقط به خاط اين كه مرد هستيد؟ به نظر شما اين متوقعانه نيست.

    اولا اگر من چنین طرز فکری داشتم - یکی از همون 10-15 کیسی که قبل از اشنایی با این خانم بهم پیشنهاد شد را انتخاب میکردم که خیلی خیلی جوان تر و اکثرا در دوران عقد جدا
    شده بودند و اکثرا دختر بودند ......

    دوما - بی ادبی بنده را ببخشید ..... قصد توهین ندارم
    نازنین خانم ظاهرا دست تون دور از اتش است !!!!
    در مملکت ما به قدری مشکلات زیاد شده و آمار زنان و دختران طلاقی زیاد شده که حد و حساب نداره !!!
    این حرف منو میتونید از طریق اینترنت برای خودتون اثبات کنید و امار بگیرید !!!!

    و در همین کیس هایی که من دیدم 2 مورد دختر پیدا شد که حاظر بودند با یک مردی که
    ازدواج کرده و یک بچه داره ازدواج کنند !!!!!

    البته میگم من چنین طرز فکری نداشتم ...چون اگه داشتم با یکی از همون مورد ها ازدواج میکردم
    ========================================
    در نهایت شاعر میگه =

    احساس سوختن به تماشا نمی شود آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم

    بله - اگر ازدواج کردی و مثل من هم اولی را و هم دومی را با تمام وجودت مثل بت پرستیدی
    و عاشقانه از جون و دل براش مایه گذاشتی و اگر خدای نکرده بهت خیانت کرد
    اونوقت متوجه میشی که من چی میگفتم و چی کشیدم .....
    ==========================================
    وقتی عاشق یک زنی میشی که حاظری زندگی ت را به پاش بریزی و دیوانه وار دوستش داری و بعد از یکی دو ماه یک مردی پیدا میشه و میگه که این خانم در صیغه من بوده و هنوزم یک سال دیگه از زمانش باقی ست ......
    اونوقتی که زن اولت راه افتاده و از روی هر چیزی که اسمش را بزاری شروع کرده به جار زدن
    که فلانی عجب کلاهی رفته سرش - زنش صیغه ای یه !!!!
    زنش صیغه یه مرد 50 ساله بوده !!!!
    اونوقته که دیگه نمی تونی جلوی کسایی که این جریان را فهمیدند سر بلند کنی !!!!
    اونوقته که اگه یه بحثی مثل صیغه باز بشه - اینقدر عصبی میشی که ......
    اونوقته که وقتی توی خونه با داماد ها و برادر ها و . . . یه فیلمی مثل زندگی خصوصی را میبینی دوست داری بری توی زمین ....

    اونوقته که اگه این خانم یک کلمه - فقط یک کلمه حقیقت را گفته بود - من الان اینجا نبودم و اسم دومی در شناسنامه من حک نشده بود ....

    و من الان مثل یک دیوانه نشده بودم .....

    اونوقته که دوست داشتی نفس اخرت را میکشیدی و این حرف ها را نمی شنیدی و این صحنه را نمیدیدی !!!!

  2. 5 کاربر از پست مفید tanhaei تشکرکرده اند .

    tanhaei (یکشنبه 19 شهریور 91), اثر راشومون (شنبه 19 اسفند 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بادخترخاله ام چه کنم؟؟؟؟؟ ازش میترسم!
    توسط روزنه ی امید در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 مهر 93, 21:22
  2. +واقعاً نمي دونم چه كار بايد بكنم.؟؟؟؟؟!!! لطفاً‌ كمكم كنيد.
    توسط 1011 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: دوشنبه 12 بهمن 88, 08:05
  3. +بچه ها من عاشق شدم ........ترا به خدا بگین چه کار کنم ؟؟؟؟؟////
    توسط دانا در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: جمعه 25 اردیبهشت 88, 10:59
  4. واقعا ارزش داره؟؟؟؟؟
    توسط majroh در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 22 اردیبهشت 87, 17:57

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 18:46 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.