"در مورد جریان تقیه هم به نظر من حرفای اون خانم جالب بود . خواستم بیشتر به من توضیح بدهند اما ایشون گفتند باید مرحله به مرحله پیش برم تا بقیه حرفشون رو بم بزنند .
یک باری که منتظر جواب ایشون بودم رفتم به پروفایلشون تا ببینم اینکه جواب من رو ندادند به خاطر این هست که هنوز نظری ندادند با برای پست های دیگه نظر می دهند و فقط جواب من رو نمی دهند . دیدم ای بابا توی یک پستی برای دو روز پیش نوشتند من آدم مذهبی و چادری هستم . فهمیدم کلا سر کار بودم ! فقط برای اینکه ناراحت نشوند هیچی نگفتم و تایپیکم رو قفل کردم و گفتم کلا کاربری من رو هم حذف کنید !"
احمدی عزیز! با خودت رو راست باش. چیزی که تو رو منع کرد از شنیدن بقیه حرف ها، جایگاه فعلی اون خانم (من) بود یا ترس از اینکه تهش برای تو چی میشه؟؟
اولین اینکه در راستای اعتقادات خودت، حق نداری بر اساس نوع عقاید من، خودت رو منع کنی از شنیدن سخنان. چرا که تو آزاده هستی. یعنی همه حرفی رو میشنوی و خوب هاش رو جدا میکنی.
دوم اینکه بهت گفتم، تهش دست خودته. من راه خودمو رفتم. اما میتونم کمکت کنم از این بحران خارج شی. چون خودم تک تک این مراحل رو گذروندم.
سوم اینکه، کدوم دروغ؟ من دروغی به تو گفتم؟
چهارم اینکه، دست از سر این طبقه بندی تو ذهنت بردار. چند بار بهت گفتم همون دختری که میری خواستگاریش که شاید خانواده فوق العاده مذهبی داشته باشه و حتی خودش چادری باشه، همون دختر تمام مراحل بی دینی رو گذرونده باشه. الان به انتخاب خودش و با دلایل خودش یک سری کارها رو انجام میده. و همین دختر درک کاملا عمیقی از بی دین بودن و آزاده بودن داره.
تو باید کم کم روحت اونقدر بزرگ شه که جا برای تمامی افراد با دیدگاه ها و عقاید مختلف داشته باشه. دیگه شنیدن سخنان کسی که راه تو رو قبلا طی کرده و الان در مسیر انتخابی خودشه، که دیگه سهله!








علاقه مندی ها (Bookmarks)