ببخشید سارا سادات از شما عذر می خوام . من قصد ناراحت کردنتون رو نداشتم .
اصلا من در حدی نیستم که بخوام برای کسی نظر بدم . تایپیکتون رو خوندم . دیدم چقدر من و شوهرتون به هم شبیه هستیم و شاید برای همین خواستم از ایشون دفاع کنم .
سارا سادات فقط این رو می خوام بتون بگم که شاید اتفاقی که برای همسرتون افتاده برای شما هم می افتاد . فکر کنید اون موقع جامعه کم تر شما رو درک نمی کرد یا اون موقع گیج تر نمی شدید یا اون موقع بیش تر زندگی تون رو در خطر نمی دیدید .
به شما قول می دهم بعد از یکی دو سال همه چیز درست می شه و دیگه شوهرتون هم در مورد عقادیش اگه شما دوست ندارید کنار شما حرف نمی زنه . فقط الان سعی کنید بیشتر بش محبت کنید تا بتونه این مرحله رو پشت سر بذاره .
من خودم تا الان هر وقت یک مستند یا کتاب خوب به دستم می رسید نگه اش می داشتم تا بعدا که ازدواج کردم به زنم نشونش بدم . نه برای اینکه برام خیلی مذهبی با غیر مذهبی بودن مهم باشه برای اینکه می ترسیدم بعد از ازدواج اگه یک روزی زنم بفهمه من چه عقایدی دارم تنهام بذاره .اینکه بش بفهمونید که با هر عقایدی که باشه شما دوستش دارید و این رو باور کنه که همیشه در کنارش می مونید می تونه تاثیر زیادی داشته باشه تا در مورد چیز هایی که شما می خواهید حرف نزنه .
بیش تر به این فکر کنید که شاید شما جای همسرتون بودید . دوست داشتید اون چطور با شما رفتار کنه و شما هم همان طور با ایشون رفتار کنید .
اگر هم قسمتی از مشکلتون هنوز حل نشده می تونید یک تایپیک دیگه درست کنید . من هم حداقل این هست که نظری که فکر می کنم بهتره رو در تایپیکتون لایک می کنم .
امیدوارم شما هم موفق باشید و زندگی شیرینی در کنار همسرتون داشته باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)