نادیا جان اینکه واقعا نظرش چی بوده رو که خودش باید بیاد توضیح بدهنوشته اصلی توسط نادیا-7777
اما برداشت من اینه که کسی که بخاطر رسیدن به آرامش روحی خودش و فرزند(ان)ش، اقدام به جدایی می کنه، داره اشتباه می کنه.
بلکه چه با جدایی چه با ادامه زندگی، باید شرایطی رو فراهم کنه که راهی برای مشاجرات باقی نمونه.
مثلا خود شما، از پسرت گذشتی و داری تنها زندگی می کنی. خوب این برای آرامش خودت و پسرت خیلی بهتره تا اینکه می خواستی فرضا از حق خودت استفاده کنی و پسرت رو هرچند وقت یکبار که قاون تعیین می کرد، ببینی. و حالا شوهر سابقت قصد لجبازی داشت و بچه رو درست سر قرار نمی اورد و یا با دیدارتون مجدد مشاجره رخ می داد و یا روی بچه کار می کرد که به مادرت بی احترامی کن یا از ترس اینکه پیشت برنگرده، مدام از مادرش بدگویی می کرد و یا ...و
خلاصه همه اینها روی روحیه و روان بچه تاثیر نادرست می ذاره. و مدام درگیر جنگ بین پدر و مادری که هیچ ارتباط و محبتی بینشون نیست.
من الان دارم فکر می کنم اگه جدا بشم و فرضا هفته ای یه پسرم بخواد بره پیش باباش و خانواده اش، می دونم که بعدها که بزرگتر شد مدام می شینن پیشش و از مادرش بدگویی می کنن. همینطوری که الان نزد باباش کردند.
بالاخره پسر کوچولوم آرامشش رو از دست می ده و باید تو سن کم قاضی بشه.
اگرم طلاق نگیرم که باز هم همینه.
حالا تغییر شرایط برای زندگی من، نمی دونم چیه!
من خودم تو دور و برم کسی رو ندیدم که با بچه جدا شده باشه که ببینم واقعا بعد جدایی اوضاع زندگیشون گذشته از فشارهای مالی از حیث روحی و روانی به چه منوال است!
به همین خاطر از دوستانی که تجربه اش رو دارن، خواهش می کنم که راهنمایی کنن.










علاقه مندی ها (Bookmarks)