سلام.امیدوارم حال همگی خوب باشه.
هستم توی تالار ولی خوب خبری نبود که بنویسم.راستش دیشب خواهرم میگفت که شوهرم همون موقعها توی اون گیر و دار ها به گوشیش اسمس زده که نذر کردم اگه از دستت راحت شم گوسفند قربونی کنممیبینین توروخدا !!!! و خواهرم محل نذاشته و جواب نداده.
مورد دیگه اینکه خوب مادر محترمشون در کمال با شخصیتی از هیچ دروغ و تهمتی پشت سر من و خونواده م دریغ نکرده و همه جا رو پر کرده از حرفایی که ....
امروز دقیقا 25 روزه که خانواده من کاملا صبر کردن.کاملا. خیلی آروم بدون حرف و حدیث بدون تلفن و اسمس بدون هیچی ولی خوب اونا به عوض قدردانی شروع کردن به زدن حرفایی که فقط و فقط در شان خودشونه. قرار بر این شد که برم دنبال اجرا زدن روی حکم مهریه م. اولا برای آرامشم دعا کنید چون بیش از حد ازشون عصبانی هستمو بعدشم اینکه اگه راهنمایی لازم هست با گوش جان میشنوم
![]()





میبینین توروخدا !!!! و خواهرم محل نذاشته و جواب نداده.
و بعدشم اینکه اگه راهنمایی لازم هست با گوش جان میشنوم


علاقه مندی ها (Bookmarks)