زندگي جنبه هاي زيادي داره فقط درس و تحصيل و مدرك نيست. شما بايد با آزادي فردي هركسي آشنا بشين. ايشون اگر دوست داشت درس بخونه بيشتر، قبل از 30 سالگي ميخوند. اين حقشه كه بخواد اونطوري كه ميخواد زندگي كنه. به هر دليل نميخواد الان. شما بايد فقط براي خودتون برنامه ريزي كنيد. يك بار ميگيد به عنوان نظرتون ولي نبايد اجباري در كار باشه. شما خودتون رو با ايشون تطبيق بديد اگر كار ساده ايه.
واقعا زندگي داريد كه خيلي ها ممكنه حسرتش رو بخورن ،چرا اين زمان ها رو با مسائلي كه حتي جز اختيارات شما نيست تلف مي كنيد. همسر شما حتما خوبي هاي زياد ديگه اي دارن كه بشه از اين موردش گذشت كرد.
راستش چون توي همچين محيطي با پدري با طرز فكر شما بزرگ شدم ، خيلي ناراحت شدم از مشكلتون و اينكه چرا ادم ها خودشون رو اينقدر اذيت ميكنن تا ديگران اونجوري بشن كه اونا ميخوان. با اينكه خودمم تيزهوشان بودم ولي از هرچي ادم كه سرشون بيشتر از اندازه تو درس و كتابه و بقيه لذت هاي زندگي رو نميبينن بدم مياد.
اگر اصرارهاتون رو بيشتر كنيد ميتونه باعث دور شدن شما از همسرتون بشه ، نه پرداختن به كاري كه خودتون دوست داريد و اون هم همينطور و پذيرش اين مسئله از طرف شما.
زندگي رو ساده تر بگيريد، كمالگرا نباشيد و بپذيريد ايشون مسئول درس خوندن خودشه و به اجبار همه چي خراب و فاصله هابيشتر ميشه
خيلي ناراحت شدم واقعا، نميدونم چرا. يهو همسرتون رو جاي خودم تصور كردم كه چقدر براي خشنودي پدرم خودم رو اذيت كردم و از كلي لذت هام گذشتم و چقدر ازش فاصله گرفتم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)