سروک یک حرفه دیگه هم داشتم . به نظرت اگه بخوام بعد از جلسه ی دوم یا سوم به دختره بگم عقاید مذهبی ندارم به نوعی قاطی نمی کنه
مثلاً بگه چرا زودتر نگفتی و الکی منو بازی دادی و به فلانی و فلانی گفتم دارم ازدواج می کنم و ....
شاید اگه همون جلسه ی اول همه چیز رو بگم بهتر باشه
اصلاً مخم داره سوت می کشه . همون موقعی که به خودم می گفتم باشه با یک دختر عادی ازدواج می کنی راحت تر بودم. ضمناً مطالبت هم خیلی قشنگ بود . تا الآن انقدر ژرف به ترس دیندار ها از افکار ما فکر نکرده بودم . می خواستم در تأیید حرفات سخنانی بگویم که امکانش در این تالار نیست .
البته دیگه هم نمی خوام از این کارها بکنی چون خیلی خجالت زدم می کنی . عزیزم اگر کتابی به فارسی یا مقاله ای به فارسی یا انگلیسی فکر می کنی به دردم می خوره معرفی کن تا بخونم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)