از همه دوستانی که برام مینویسن واقعا متشکر هستم
میثاق عزیز جالب شد برام که دیدم این وسواس رو افراد دیگه هم دارن
لبخند عزیز ممنونم از حرفای قشنگت.از یک نظرهایی درست هست مثلا افرادی که ریاضت درس خوندن نچشیدن و همیشه صبحها تا ساعت 10-11 خواب بودن خیلی با شب بیدار موندن برای بچه داری عذاب میکشن و خیلی هم با بچه اون موقع ها بد احلاقی میکنن که من در این یک مورد معمولا راحت بیدار میشدم و تا هر وقت که لازم بود وقت میذاشتم حتی همسر من فکر میکنه اصلا بچه ما شبها تا صبح راحت میخوابیده در حالی که من قبل اینکه صدای گریه اش بالا بره بهش رسیدگی میکردم.الان جایی باشیم که بچه کوچک باشه همسر من میگه تا صبح نتونسته بخوابه و میگه چرا بچه شان انقدر بدقلق هست در حالی که تنها علتش ایتنه که مادرش تا صدای بچه خیلی بالا نره بیدار نمیشه یا در مورد برنامه غذایی بچه من خیلی دقیق و علمی عمل میکردم که میبینم خیلی ها زیاد روش حساس نیستن
ولی در بعضی موارد هم نمیتونستم یعنی وقت نداشتم اینکه باهاش بازی کنم قصه بگم اینکه یه دنیای مشترک باهاش داشته باشم در این زمینه ضعیف عمل کردم یعنی وقتهایی که زمان داشتم هم میترسیدم عادت کنه و بعدا لطمه بخوره سعی میکردم زیادی به این کارا عادتش ندم.امیدوارم از این به بعد کمی وقت بیشتری داشته باشم.
از همه دوستان ممنونم و مایل هستم باز هم اگر کسی در این باره نظری داره برام بنویسه








علاقه مندی ها (Bookmarks)