سلام دوست عزیز
به همدردی خوش اومدید
اگه بخوام تو یه جمله و با اطمینان بهتون جواب بدم، اینه که؛
خیر، این موضوع رو نمی فهمه.
حالا دقیق تر بگید که گمان فهمیدن رو شما صرفا از طاقچه بالا گذاشتن طرف حدس زدید یا دلیل دیگری هم دارید؟1÷
تشکرشده 4,928 در 1,071 پست
سلام دوست عزیز
به همدردی خوش اومدید
اگه بخوام تو یه جمله و با اطمینان بهتون جواب بدم، اینه که؛
خیر، این موضوع رو نمی فهمه.
حالا دقیق تر بگید که گمان فهمیدن رو شما صرفا از طاقچه بالا گذاشتن طرف حدس زدید یا دلیل دیگری هم دارید؟1÷
هستی (پنجشنبه 23 شهریور 91)
تشکرشده 24 در 11 پست
سلام تشکر میکنم از توجه شمانوشته اصلی توسط blue sky
نه توی خواب هم و همچنین بعضی مواقع احساس خودم و بعضی مواقع تصویر اون شخص که میاد تو ذهنم و ...
من سعی میکنم همیشه در مورد دیگران خوب فکر کنم و احساسی نداشته باشم یا اگه داشتم احساس منفی نباشه ولی خوب بعضی مواقع این احساس منفیه ناگزیر ایجاد میشه و بعدش هم انعکاسش رو چند وقت بعد می بینم.
بزارید یه مثال بزنم من با یکی از همکلاسیها مشکل پیدا کردم و چند وقت اعصابم از دستش خورد بود و توی ذهنم نکوهشش می کردم. بعد از یه مدت که گذشت این احساس من فروکش کرد ولی یه شب تو خواب دیدم داریم به شدت باهم دعوا می کنیم.
یا با یکی از استادانم مواقعی که کلاس داشتم مثلا نیم ساعت قبل از کلاس یهو ناخوداگاه تصویرشون میومد تو ذهنم و من متوجه ایشون میشدم.
از این جور موراد زیاد دارم که تعریف کنم و خیلی هم باعث شده در ارتباطهام محتاط باشم.
دوستان من با کنکاش کردن خودم مشکلی ندارم ولی دوست داشتم می اومدید این تاثیرات افکار یا احساسات رو تو روابط با مثال هایی از خودتون تبیین می کردید که مثلا اگه من نوعی بیام به یکی فکر کنم در این حالت و این حالت ممکنه اون بهفمه.
یه سوال اختصاصی هم از خانم ها دارم اینکه میگن خانم ها گیرندگی شون بالاست به چه معنی هست؟
تشکرشده 1,864 در 493 پست
این دو تا مثالی که زدید احتمالا باید تاپ ترین مثالهای ذهنتون باشه. که ظاهرا کاملا عادی است.نوشته اصلی توسط جویای شخصیت!
شما مدتها با کسی کشمکش داشتید، مشکل تموم شده اما هنوز ضمیر ناخودآگاه شما و روحتون درگیر اون مشکل بوده، پس خواب دیدید که بحث می کنید.
این کجاش به گیرندگی و فرستندگی و فکر خوانی و ... ربط داره؟
با استادتون کلاس دارید و خیلی عجیب نیست که حداقل نیم ساعت قبلش یادی ازشون بکنید !!
من احساس می کنم یک وسواس خاصی دارید که بهتره درمانش کنید.
راستش حرفهای من و بقیه دوستان چیز بخصوصی نداشت، چون سوال شما کلا یه جوریه!!
اگر یکی از کارشناسها این جا را بخونه بهتر می تونه بگه اسم مشکل شما چیه و باید چیکار کنید.
شاید وسواس؟؟
پیدا (شنبه 25 شهریور 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)