منم همین مشکلو دارم . شوهرم از نظر موقعیت اجتماعی و وضع مالی اوضاش بد نیست .
مشکل من خونوادشه . حتی دیروز برای اولین بار منو تنها گذاشت و با پدر مادرش رفت باغ خواهرش دماوند . دیوونم کرده.
خیلی دلمو شکسته و می گه تغصیره خودته می خواستی بیای . آخه هفته پیش یه هفته رفتن اونجا منم باهاشون رفتم. منم با خواهرشوهرام زیاد راحت نیستم .
اولین مسافرتی که رفتیم دوایی رفتیم شمال انقد مادر شوهرم ناراحت بود داشت سکته می کرد دیگه از اون به بعد ما دو تا تاحالا تنهایی با هم سفر نرفتیم همیشه با خونوادش رفتیم . نمی دونم چیکارش کرد شوهرمو که اینجوری شد. اندفعه گفتم نمیام چون واقعا خسته شدم .
1 ساله عقد کرده ایم .
اونم گفت من پدر مادرمو ول نمی کنم اما منو تنها گذاشت و رفت . تا یکشنبه میاد .
آخه هی مامانش میشینه گریه می کنه و می گه پسرم من تنهام و به غیر از تو کسی رو ندارم همش یه کاری می کنه که شوهرم عذاب وجدان بگیره و منو ولم کنه و بره پیششون .
بیشتر پنج شنبه جمعه میاد خونمون اما وقتی که میاد روزی دوبار به مامانش زنگ می زنه اعصابم خورده دارم دیوونه میشم . خدا لعنتشون کنه که زندگیامونو بهم می زنن .
حال تومادر شوهرتینا این کارا رو نمی کنن ؟
البته بد بین نشی به شوهرت .
دلیلشو پیدا کن و بگو ببین منشاش کجاست . ریشه یابیش کن.









علاقه مندی ها (Bookmarks)