مهسا جان نباید شوهرتو تنها میذاشتی.اینجوری مادرش شخصیت تو رو بیشتر زیر سوال میبره و برات بد میشه.
الانم به جای غصه خوردن و ناراحت شدن باید به فکر جبرانش باشی.
خوشبختانه خانواده ی شوهرت به گفته ی خودت خانواده ی خوبی هستن. فقط مادرش اذیت میکنه که این طبیعیه.توی اکثر خانواده های ایرونی این مشکل وجود داره.
تو باید برای بهبود این رابظه دو کار انجام بدی:
1-سعی کن توی خانواده ی شوهرت با همه خوب باشی به خصوص پدر شوهرت و شوهرت و داماداشون.
که اگر مادر شوهرت ازت بدگویی هم کرد هیچ کس حرفشو باور نکنه.
2-کم کم با مادر شوهرت رابطه ی خوبی برقرار کن که حساسیتش نسبت به تو کم بشه.(اون الان تو رو رقیب خودش میدونه.)توی جمع های خانوادگیشون از محبت کردن بیش از حد به شوهرت تا یه مدتی خودداری کن که حساسیت مادرش کم بشه.
بذار بعضی وقتا شوهرت تنهایی بره به خانواده ش سر بزنه.
وقتایی که شوهرت سرکاره به مادرش تلفن کن و حالشو بپرس یا برو به دیدنش و براش یه کادوی کوچیک مپل چادر نماز و سجاده بگیر.
یا یه غذای خوبی که درست کردی یکم هم برای اونا ببر.مثلا نبات و ... براش ببر بگو مادر جون اینا رو دوستم برام سوغاتی اورده بود منم به یاد شما بودم و برای شماهم اوردم.
الانم خانومی حتما با شوهرت تماس داشته باش و از دلش دربیار.مطمئنا الان تو شرایط روحی خوبی نیست و منتظر حرکتی از جانب توهه.
![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)