سلام تاپیک قبلی رو پیدا کردم و خوندم
ازدواج سنتی بوده و حالا رفتارش هم سرد در ضمن رغبتی برای زناشویی نداره!
<strike> بنظر قبلا عاشق کسی بوده و به هر دلیلی بهش نرسیده حالا نمیتونه از فکر و خیالش بیرون بیاد</strike>
ویرایش : فرشته مهربان >> لطفاً د راهنمایی دادن دقت داشته باشید که موجب ایجاد ذهنیت در مراجع نشوید
شما باید سختی این دوران رو تحمل کنی تا کم کم با شما انس پیدا کنه
سعی کن بعنوان یک دوست در کنارش باشی و بهش محبت کنی
زیاد ازش سوال نکن ولی تا اونجائی که میتونی کاری کن تا کمتر سراغ کامپیوترش بره
اگه نمیاد کنارت و باهات حرف نمیزنه تو برو پیشش و سعی کن باهاش صحبت کنی
از خاطرات دوران کودکی خودت و دیگر اتفاقات زندگیت براش تعریف کن البته همه رو یکجا نه و بهش بگو اگه دوست داشته باشه اونهم از خاطراتش برات بگه
فعلا سعی کن آروم باشی و تشویش و نگرانیت رو کنترل کن تا بتونی رفتار صحیح رو ادامه بدی
اون الان نسبت به شما احساس غربیه بودن میکنه باید با درایت و محبت کاری کنی تا این احساس کم بشه و در نهایت از بین بره









علاقه مندی ها (Bookmarks)