ممنون بچه ها
منم دو سه بار جواب دادم و دیگه ادامه ندادم
اما خوب خیلی حس بدی دارم، کلا این یک سال اخیر خیلی به آدمهای عجیب و غریبی برخورد کردم
و عکس العملهای عجیبی از آدمها توی موقعیتهای مختلف دیدم، جالبش اینکه همه اونها ( این الان چهارمین مورد توی سال گذشته است) تحصیل کرده و خانواده دار بودن و حتی از نظر مالی هم همشون از سطح متوسط بالاتر بودند یه وقتایی فکر میکنم خدا به داد برسه اگه یه روز بخوام با یه آدمی که توی خانواده سطح پایین تر و تحصیلات کمتر و ایناست مواجه بشم(لطفا نگید که اینا ملاک نیست چون خانواده خیلی مهمه و همینطور تحصیلات) کلا به این نتیجه رسیدم که دیگه دوست ندارم
به هیچکسی فکر کنم و کلا قید ازدواج رو زدم، اصلا فکر کنم تنهایی بهتره تا اینکه بخوام وقتمو برای آدمهایی بذارم که
از آزار رسوندن به دیگران هیچ ترسی ندارن ، از کجا معلوم با کسی ازدواج کنم و بعد از یکی دوسال زندگی این رفتارها رو از خودش نشون نده؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)