مرسی بهار جونم. باز آرومتر شدم. میدونم خیلی گرفتاره.این روزا رفتارش بهتر شده. امروز اومد دفترم بهم سر زد البته یه کار غیر واجبم باهام داشت.شبم ساعت 8خونه بود. اما نمیدونم چکار کنم تا رفتارش همیشه اینطوری باشه؟؟؟اخه میدونم سرسنگینی جواب میده اما من آدم اینکار نیستم تازه بعدش عادی میشه. مثل غر غر کردنم که براش عادی شده. راستی همسرم از هر نوع فعالیت و دلمشغولی من حمایت میکنه اما خودم نمیتونم لذت ببرم اخه مگه میشه از سر کار بیای و وقتی یه خونه پر از محبت بهت ارامش میده دوباره بزنی بیرون با دوستات بگردی یا بری مثلا کلاسو...من نمیتونم. همش تو فکر همسرمم. دوست دارم لااقل3-4 ساعتی که تو خونه بیدارم با همسرم باشم.اگه راهی به نظرت میرسه که کمک کنه از وابستگیم به همسرم و اینکه بدون اون واقعا بهم خوش نمیگذره کم کنم راهنماییم کن. واینکه اصلا اینکار لازمه؟؟؟ مگه پایه زندگی وابستگی عاطفی نیست؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)