واقعا نمیدونم چطور از تک تکتون تشکر کنم...فقط میتونم بگم دست همه تون رو میبوسم...
وقتی پستهای پر مهرتون رو میخونم یادم میره پلک بزنم !امروز وقتی همددردی رو باز کردم و دیدم اینهمه محبت سرازیر شده سمتم نا خوداگاه بلند گفتم اینا جب با معرفتن !!
شماها منو خیلی شرمنده کردید..همه تون...حتی کسایی که فقط پای حرفهام تشکر زدن و پستی نزدن...
فهمیدم که تنها نیستم...حس خیلی خوبی دارم...
سلام سرافراز عزیزم
خیلی حرفهات ارامش بخش بود...دقیقا حرفهای من بود...دیدم رو تازه کردی...ممنونم ازت.
فرشته مهربان عزیز
از اینکه با ترفند های روانشناسی بهم ذره ذره ارامش رو تزریق میکنی ممنونم...خیلی ممنونم
پاییزان..دوست خوبم
همین یه جمله ات لبخند رو ارود روی لبم..ممنونتم
زهره جان
نوشته هات اشکم رو درآورد...این یادآوری رو خیلی لازم داشتم...خیلی
میدونی زهره؟من وقتی به همه محبت میکنم ..حتی با یه لبخند ساده، بهم میگن تو شیرین عقلی !دلم رو میسوزونن اما خیلی خدارو دوست دارم که شماها رو سر راهم قرار داد....
یعنی من چه کار خوبی کردم که شماها دوستای من شدید ؟!
بهار جان سلام!کجایی؟چشمم به در خشک شد !
از تو هم ممنونم که امدی...خیلی خوشحالم کردی
دوستای مهربانم...همراهای واقعی
امروز خیلی بهترم.دیروز تولد همسرم بود و من 5-6 ساعتی درگیر درست کردن کیک و تزیینش و ...بودم.خیلی تو روحیه من تاثیر مثبتی گذاشت.هرچند که شب
-محکوم شدم به حروم کردن مواد در این گرونی !
-محکوم شدم به رعایت نکردن سن و سال بالای برخی افرد !(به خاطر استفاده از خامه و ...)
-در اخر هم با یه معذرت خواهی لب به کیکم نزدن !خودشون روزی دو پاکت خامه و کره و سرشیر و کله و پاچه میخورن ! حالا کیک من شد خطرناک و مضر !
-مادر همسرم عینک نزدیک بینش رو زده بود و با چنان دقتی لا به لای کیکم رو بررسی میکرد...که نوک دماغش خورد به کیک و خامه ای شد !!!!!
بگذریم
ناراحت شدم...اما وقتی دوباره امدم و پستهای شما رو خوندم دوباره جون گرفتم....من خوشحالم...
چون خیلی چیزا دارم که باعث خوشحالیم میشه
خودمو و جمع و جور کردم...همین روزا دوباره میام و پستهای خوب خوب میزنم










علاقه مندی ها (Bookmarks)