من در جریان مشکلات قبلی شما نیستم و شاید نظری که دارم می دم برای شرایط شما مناسب نباشه، با این حال؛
الان که 2 سال دوری از هم رو تحمل کردید و هر سه از لحاظ روانی آماده طلاق شدید، سعی کنید بیشتر از احساسات، عقل و تدبیرتون رو بکار بگیرید.
همونطور که با احساس نمی شه ازدواج کرد با احساس طلاق هم نمیشه گرفت. پس در مرحله اول با خودت روراست باش؛
به این سوالها خوب فکر کن و جواب دقیقش رو برای خودت پیدا کن؛
1- چقدر میلید مجدد با همسرتون زندگی کنید؟
2- اگر مایلید چقدر تلاش خواهید کرد که اصلاح بشید تا به مشکلات قبلی نرسید؟
3- فکر می کنید تلاشتون در جهت تغییر چقدر موفقیت آمیز خواهد بود؟
4- اگر همسرتون شرطی کرد چقدر حاضرید قبولش کنید؟
ببینید شما اگه به همسرتون نزدیک بشید، چون مدتها رابطه ای باهم نداشتید و جو سفر باعث میشه که بهم گرایش پیدا کنید. اما این گرایش بدون تصمیمات و تغییرات پایه ای باشه، فقط باعث تجربه کردن دوباره گذشته و آسیب روحی هرسه تون میشه.
توجه داشته باشید که من شما رو ترغیب به جدایی نمی کنم.
اما داستان مسافرت و چند مدت زندگی مشترک دوباره فقط باید وقتی از جانب یک طرف باشه که مصمم باشه ریشه مشکلات رو شناسایی کرده و آماده اصلاحشون هست. اون وقت با این ترفندها سعی کنه طرف مقابلش رو نرم کنه تا حسن نیتش رو بهش ثابت کنه.
به هرحال موفق باشید









علاقه مندی ها (Bookmarks)