سلام. من و همسرم بعد از 3 سال خواستگاری همسرم و نه گفتن های من بالاخره سال پیش ازدواج کردیم. البته با صلاحدید مشاوره ازدواج. همسرم 1 سال و نیم از من کوچکتر است. ما و خانواده همسرم همسایه ایم. همسرم بسیار وابسته مادرش هست و هرگز حتی برای دانشگاه از خانواده جدا نشده. سربازی هم معاف شده. من در سن 17 سالگی مادرم رو از دست دادم. خواهرم هم سه سال بعد ازدواج کرد و رفت. در کل دختر مستقلی بار اومدم. الان سوال من اینه، من قصد دارم برای اقامت به یک کشور دیگه اقدام کنم. یعنی همسرم هم موافق بود. اما الان که این قضیه رو جدی شروع کردم، می بینم که خیلی علاقمند به رفتن نیست و تمام مدت میگه مادرم رو هم می بریم. البته من مشکلی ندارم. اما به نظرم حرف بچه گانه ایست و وابستگی بیش از حد همسرم رو نشون میده. اگر ما به کشور دیگه ای بریم، همسر من بعد از این جدایی شدید از خانواده ای که شاید در کل بیشتر از 10 روز ازشون دور نبوده مشکل روحی برای همسرم ایجاد نمی کنه؟ چطور میتونم او رو برای این جدایی آماده کنم؟