از همه دوستان به خاطر پاسخهاي بكر ونابشون ممنونم
deljoo_deltangعزيزم...
در پاسخ به سوالاتتون بايد بگم كه:1.نقش همسرم:ايشون تمام درامدش رو خرج زندگي ميكنه از ماههايي كه 200 هزار حقوقش بوده تا زماني كه بالاي 3 ميليون.به جز شغل ايشون ما مغازه اي هم داريم كه اول داشت جمع ميشد اما من واقعا نتونستم ازش بگذرم،و با مشورت با يك مشاور حضوري مجرب تصميم گرفتم مغازه رو بدون انتظار كمك از جانب همسرم و فقط يه خاطر مزايايي كه براي زندگيمون داشت نگه دارم،اوايل همسرم كمكي نميكرداما رفته رفته شروع كرد به كمك كردن،تا جايي كه يك بار مبلغ بالايي كه از پول رهن خونه بعد از خريد خونه اضافه اومد رو به سرمايه در گردش مغازه اضافه كرد.ميتونم بگم نقش ايشون 50% بود.(البته طبق برنامه مشاور قرار بود رفته رفته نقش من كمتر واثر ايشون پررنگ تر شه،به طوري كه ميتونم بگم از ابتداي امر حدود 5-10% بود وحالا به 50%رسيده بود)
2.توافقات ما:شامل تامين مايحتاج به وسيله ايشون وهمراهي وهمدلي من بود.كه حدودا تا 70-80% هم بر آورده شد.به جز اقساط خونه كه با اين مشكل اخيرا پبش آمده قرار بود ايشون بده وبه اين ترتيب براي ماهها عقب افتاد.وهم چنين ساير اقساط.
3.قانونها:قوانين بيشتر به شكل توافقي بود،يعني اگر مشكلي پيش ميومد با هم راجع بهش تصميم ميگرفتيم(بعضي وقتها نقش تصميم گيرنده من پررنگ تر بود) اما هرگزهمسرمو مجبور به كاري نكردم واگر ايشون كلا موافق كاري نبودمن چندان اصرار نمكيردم وهر دو هم اجرا ميكرديم.البته من با مسئوليت پذيري بالاتر و ايشون با گاهي اوقات تعلل.امادرصد مسئوليت پذيريش به شكل باور نكردني بالا وبالاتر ميرفت.اما يه وقتايي هم كلا بي خيال مسئوليت ومسئوليت پذيري ميشد مثل مورد اخير.
[b][color=#FF1493]
علاقه مندی ها (Bookmarks)