مطمئنم که امکان داره همه بگید این دختر خیالاتی شده
شاید هم حق داشته باشید
اما متاسفانه اونقدر ظرف این مدت بلا به سرم اومده که نسبت به هر رویداد و کسی شدیدا بدیبن شده ام
مثلا دختری هست که در اصل دختر دوست همسرم میباشد
البته دوستشان آقایی 60 به بالا هستند
این دختر خانم 37 ساله هستند
گویا همسرم زمانی که با خانم سابقشان مشکل داشتند مدام به خانه آنها رفت و امد میکردند
و حتی من به خاطر دارم که این خانم که خودشان سالها پیش مثل من متارکه کرده اند چند گزینه برای دوستی به همسر من پیشنهاد کرده بودند
اما زمانی که همسرم من را به انها معرفی کرد
این خانم با اینکه من اصلا شناختی از ایشان نداشتم
شر وع کردند به بد گویی از من نزد خانواده شوهرم
چه شایعاتی دنبایم ساختند
من را دختری حقه باز جلوه دادند و هزار و یک چیز دیگر
من فکر کردم شاید ایشان به شوهر من من علاقمند بوده اند و حسادت زنانه موجب شده
اما هنوز هم دست از این کار بر نمیدارند
به مادر شوهر من زنگ رده و میگوید به زودی هویت این دختر برایتان اشکار خواهد شد
او یک حقه باز است
من برای پسرتان دخترهای خوبی در نظر داشتم
و هزار و یک حرف و حدیث دیگر
به جان پدرم که الان بسیار هم عزیز است من این خانم را حتی نمیشناسم
اما مدام ایشان مرتبا سعی دارد که گذشته مرا موشکافی کند و با گرفتن آتو مرا پیش خانواده همسرم رسوا کند
عشق را میفهم
حسادت را هم
اما بر سر انسانیت چه آمده است
گناه من چیست
به همین علت از همه میترسم مریم خانم
شاید خواهر خانم سابق همسرم چیزی نگوید اما از بس رفتار های عجیب و دوگانه از اطرافیان سر زده است که من میترسم
باور کنید در زندگیم یاد ندارم که باعث رسوایی و ناراحتی کسی شوم بلکه بر عکس تا جایی که توانسته ام سعی کرده ام تا عیوب دیگران را بپوشانم
مگر نه این است که خداوند هم ستار العیوب است
اما اکنون میبینم ازدواجم باعث شده که عده ای بی دلیل با من دشمن شوند
چرا نمیدانم
و چه باید بکنم هم نمیدانم
مدام میترسم زندگی ام از هم بپاشد
نوشته اصلی توسط maryam123








علاقه مندی ها (Bookmarks)