بزرگترین اشتباهی که در یک ازدواج رخ می دهد، همین باور تغییر دادن شخصیت طرف مقابل است.در سنین پایین تر تغییرات شخصیتی آسان تر شکل می گیرد.
با توجه به این که این توانایی را در خودم می بینم که بتوانم با شریک زندگیم بنشینم و منطقی صحبت کنیم و در فضایی دوستانه چارچوب روابط و زندگی و ... را مشخص کنیم به نظرم می رسد که سن کمتر به علت عدم شکل گیری کامل شخصیت در صورتی که بنیان فکری و اعتقادی مشابهی با من داشته باشد مناسب تر است.
همواره توصیه می شود که اگر خصوصیات فرد مورد نظرتان باب میلتان نبود، تنها درصورتی او را برای ازدواج انتخاب کنید که توانایی تغییر خودتان را داشته باشید و نه طرف مقابل را.
مخصوصا هم که قصد ازدواج سریع و رفتن زیر یک سقف را ندارید. و زمانی زندگی مشترک و نفوذ روی رفتار این خانم را خواهید داشت که ایشان بزرگتر و پخته تر شده اند.
هرچند که اگر همین حالا و در سن 19 سالگی ایشان قصد شروع زندگی مشترک را داشتید بازهم پارگراف اول را به شما گوشزد می کردم.
تمام مشکلاتی از قبیل اینکه همسرم تحت نفوذ مادرش، خواهرش و ... است، در مواردی پیش می آید که شخصیت فرد شکل نگرفته و همسر ایشان از یک طرف و مادر ، خواهر یا ... ایشان از طرف دیگر در حال شکل دادن شخصیت او مطابق معیارهایشان هستند.
به نظر بنده حقیر با فردی ازدواج باید کرد که شخصیتش کامل شکل گرفته باشد و ابدا تحت تاثیر دیگران نباشد. اون وقت کافیه با یه بررسی درست دریافت که این شخصیت هماهنگ با شخصیت خودمان هست یا نه.
فردی را امروز با صحبت شما تغییر کند، فردا با صحبت دیگری هم تغییر خواهد کرد.
در مورد این خانم هم با توجه به اینکه دانشجوی سال اول رشته پزشکی هستند و حداقا 6 سال دیگر از دوره جوانیش در محیط دانشگاه خواهد بود، فکر می کنم که بخش عمده شخصیت و پرسنالیته اجتماعی او در محیط دانشگاه و بواسطه رشته تحصیلیش ساخته شود.








علاقه مندی ها (Bookmarks)