سلام.راستش مشکلی که شما داری تقریبا میشه گفت مشکلیه که اکثر ما دهه شصتیها باهاش درگیریم. یه بمب جمعیتی رخ داد و ما هم میراثدار ترکش های این اتفاق هستیم(یا شایدم بهتره بگیم خودمون ترکش این بمبیم:D)!!! . نمیدونم چی بگم فقط کاری که خودم میکنم اینه که سعی میکنم فکرم رو درگیر کارای دیگه ای بکنم هرچند نمیشه صددرصد این فکر رو از خودم دور کنم(که اگه میتونسم احتمالا تو این فروم نبودم) یا مثلا یه اهدافی رو واسه خودت تعیین کن که رسیدن بهش مساویه با آماده شدن شرایط ازدواج بعد تمام تمرکزت رو بزار روی رسیدن به این اهدافت .. خود من این ترم لیسانس رو میگیرم و برنامه دارم که اول سربازی رو یه طرفه کنم بعد برم سراغ چیزای دیگه (آخه شنیدم قراره از سال بعد سربازی بشه 24 ماه
)....... راستش در کل سعی کن بعضی موقع ها بیخیال باش (گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع.........سخت میگردد جهان بر مردمان سختکوش)......شاید حرفام رو به عنوان راهنمایی نشه در نظر گرفت ولی امیدوارم در حد یه همدردی مفید بوده باشه
![]()







) یا مثلا یه اهدافی رو واسه خودت تعیین کن که رسیدن بهش مساویه با آماده شدن شرایط ازدواج بعد تمام تمرکزت رو بزار روی رسیدن به این اهدافت .. خود من این ترم لیسانس رو میگیرم و برنامه دارم که اول سربازی رو یه طرفه کنم بعد برم سراغ چیزای دیگه (آخه شنیدم قراره از سال بعد سربازی بشه 24 ماه
)....... راستش در کل سعی کن بعضی موقع ها بیخیال باش (گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع.........سخت میگردد جهان بر مردمان سختکوش)......شاید حرفام رو به عنوان راهنمایی نشه در نظر گرفت ولی امیدوارم در حد یه همدردی مفید بوده باشه

علاقه مندی ها (Bookmarks)