حدوداً 45 ساله اند زن و زندگی هم دارند (بچه هایشان هم خلاف اند و زندانی هم شده اند) مادرم بشدت احساس خواهری می کنه و فکر می کنه اگه باهاشون رابطشو قطع کنه خیلی بی عاطفه است و هر چی که باشند برادراشن البته با همه این حرفا خودش هم ازشون می ترسه ولی باز هم احساساتش مانع از این میشه که واقعیت رو بپذیره ، و درست گفتید یکجورایی باج گیری می کنند ، کلاً از اون آدمهایی اند که انگار همه بهشون بدهکارند و اگه سهمشونو ندن وای به روزگارشون !