آره دوستان از لحاظ افسردگی رو درسته
ولی الان جوریم که نمیتونم دستم رو واسه هزار تومن اینور و اونور دراز کنم،بابام هم سعی میکنه من دست به جیب اون باشم که نگن فلانی با این وضعیتش پسرش کارگری میکنه،من راه دور بودم،دوری رو تجربه کردم،درسته میدونم ریسکه ولی شما یه پیشنهاد بدین واسه تغییر حالت باید چیکار کنم؟؟؟؟اگه در همین حالت بمونم مطمئنم کارشناسیم رو میگیرم ولی هنوز بچه هستم،خیلی نگران آیندم هستم،شکر خدا وضع مالیمون خوبی اما معتقدم همیشه بایذ جیب خودت رو بکار بندازی
برای رفتن مشهد مصمم هستم فقط یه چی،میترسم توی شهر غریب کار گیر نیاد یا باز هم سادگی در بیارم و این سادگیم باعث بشه سوژه مسخره دوستان جدیدم بشم،نمیخام باز همین رفتارهای اینجا رو تکرار کنم،اگه یه ذره اشتباه کنم مطمئنم حالم بهم میخوره،توروخدا کمکم کنید،چجوری روابط اجتماعیم رو تقویت کنم؟چجوری باید درست حرف زدن رو یاد بگیرم(منطقی حرف زدن و جواب دادن)