
نوشته اصلی توسط
آستیاژ
مادر من خیلی عصبی و سر کوچک ترین مسئله ای داد و بی داد راه میندازه وقتی هم که همه چیز در ارامش باشه با همه قهره بدون دعوا و داد و بی داد......

نوشته اصلی توسط
آستیاژ
....
.. سکوت کردم گفت:
چرا مثل دختر خلا فقط اروم یه گوشه میشینی هیچی نمیگی اینم فورم جدیدته هرچی میگم فقط بربر منو نگاه کنی
محبت کردم گفت:
چی میخوای داری از در دوستی در میای؟ کارت کجا گیر کرده که داری هرکاری میکنی؟
خوب این حرفها و این تحقیرا داره داغونم میکنه تحقیر رشتم شغلم محل کارم دوستام ......
وقتی تنها میشم گریه میکنم چون بیشتر ازین نمیتونم تحمل نمکنم وای که اگه بفهمه دارم گریه میکنم که سقف خونه رو خراب میکنه فک میکنه:
اگر ناراحتم میخوام جلب توجه کنم
من تو موقعیتی نیستم که حتی برا یک ثانیه هم از بابام کم توجهی ببینم یعنی اگه سهوا هم جوابمو نده داغون میشم چون حس میکنم کسی رو ندارم نمیتونم ازش بخوام نصف روز جوری رفتار کنه ک انگار منو نمیبینه
با سلام و احترام
شما همزمان تحت 3 فشار هستی که من این 3 فشار را از کم به زیاد در ذیل می آورم:
فشار کمترین:رفتارها و گفتار مادرت
فشار متوسط: رفتار منفعلی شما و تاثیرپذیری زیاد از مادرتون (با توجه به سن شما که 20 سال هست شما خانمی کامل و مستقل هستید و می توانید کمتر از محیط یا مادرتان متاثر شوید)
فشار زیاد: انتظاراتتان از یک مادر (به گفته خودتان) عصبی
توضیح:
1 - به گفته خودتون مادرتون عصبی هست. یعنی بیمار گونه رفتار می کند.
2 - از طرفی شما با تفکر و دقت نظری که دارید نسبت به او باید موثرتر و اثر گذار تر باشید.
3 - اما به خاطر تاثیرپذیری که دارید مادر شما با عصبی بودن قدرت اثر گذاری بر شما دارد و شما با سالم بودن خود بیشتر متاثر هستید.
4 - علت اثرپذیری شما از رفتار ناسالم مادرتان ذهن شماست. شما در ذهنتان خود را محتاج مادر و رفتار او می دانید. همچنین در ذهن انتظار یک مادر سالم از او دارید. همچنین در ذهن رفتارهای او زیاد از حد مورد توجه قرار می دهید. اینها در ذهن شما موجب بزرگ دیده شدن مادرتان و رفتارهایش شده است.
5 - تمرکز زیادی شما روی رفتارهای اشتباه مادرتان موجب شده است. همه افراد و کارها و اشیاء دیگر در زندگیتان را نبینید. یا اینکه تحت تاثیر مادرتان ببینید.
6 - شما مادر بیمارتان را از مرکز ثقل توجهتان خارج کنید. مثال: در نقل قولی که از شما گرفته ام جملاتی را رنگ قرمز کرده ام که نشان می دهد شما هر کار که می کنید باز دو چشمی به دهان مادرتان نگاه می کنید تا عکس العملش را ببینید. در حالیکه شما اصلا نباید رفتار و گفتار اشتباه مادرتان را معیاری برای رفتار خود قرار دهید.
خلاصه:
1 - فشار اصلی روی شما انتظاراتتان و افکارتان نسبت به مادر عصبی اتان هست. اول باید تاثیر پذیری خود را نسبت به مادر به حداقل برسانید.
2 - در مرحله دوم باید مواظب ذهن خود باشید. و سعی کنید بیشتر تاثیر گذار باشید تا اینکه تحت تاثیر باشید.
3 - کمترین فشار هم رفتارهای یک مادر بیمار هست که باید در گام اول پذیرش داشته باشید و او را همین گونه بدانید و نباید سعی کنید او را تغییر دهید یا اینکه سعی کنید کارهای او را آنالیز کنید. کاری که هم اکنون زیاد انجام می دهید و فشار زیادی را تحمل می کنید.
شما قوی باشید، اثر بخش باشید و تصمیم گیری هم باشماست.
علاقه مندی ها (Bookmarks)