دوست عزیز همه تاپیکهایی که دوستان براتون گذاشتن رو خوندم چون واقعا شبیه مشکل خودمه البته یه تفاوت داره اونم اینه که شما حدود 6 الی 7 ماه از اون خانم فرصت خواستین اما اون ازمن دو سال فرصت خواسته.اون هم موضوع رو با خونواده اش مطرح کرده اما حونواده من چیزی نمی دونن من خودم هم سر در گم هستم.
http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=2608&pid=23474#pid23474
به نظرمن شما راه اشتباهی رو پیش رو گرفتین اینکه بخواین رابطتون رو به طور کامل قطع کنین و فقط از طریق ایمیل با هم رابطه داشته باشین کار اشتباهیه اینجوری دوست داشتن واقعی شما تبدیل می شه به یه علاقه مجازی که هر لحظه ممکنه همه چیز رو عوض کنه .
من خودم هم از اون خواستم که رابطمون رو تموم کنیم اما بعد از مدت یه هفته دیدم که دارم خودم نسبت به اون سرد می شم حس کردم اون هم داره همچین حسی رو نسبت به من پبدا می کنه به خاطر همین زنگش زدم با همین تلفن همه چیز رو برگردونم سرجای اولش
الان من و اون هنوز هم با هم رابطه داریم فقط از طریق اس ام اس اونم شبها چونکه روزها خونواده من شک می کنن تماسهای تلفنی رو هم در صورتی که هر دوی ما بیرون باشیم با هم دیگه تلفنی صحبت می کنیم .
دیدارهای حضوریمون رو هم هر 20 روز یه باز همدیگه رو می بینیم فقط به خاطر اینکه عشق ما تا دو سال دیگه کمرنگ نشه .
راستی یه پیشنهاد خواهرانه بهت می کنم هیچ وقت پای خواهرت رو وسط نکش و اجازه نده که اون خانم با خواهرت دوست بشه .
چون هر چی باشه اون خواهره و یه خواهر هیچ وقت نمی تونه ببینه که برادرش داره محبتش رو به یکی غیر از خونواده اش تقدیم می کنه .
کاری که الان خواهر مجتبی داره با من می کنه هر دفعه که به من زنگ می زنه سعی می کنه سنک پیش پای من بندازه تا از برادرش جدا بشم تا الان هم فقط به خاطر مجتبی هیچی نمی گم ولی می دونم که جه آینده بدی رو با خواهرش دارم .
خیلی واسم دعا کنین.









علاقه مندی ها (Bookmarks)