سلام.
خیلی خیلی ناگهانی، وقتی داشتم دنبال مطلبی میگشتم، این تایپیک رو دیدم، واسه همین تو سایت عضو شدم تا جوابتو بدم.
اول بهت تبریک میگم دختر گل.
بعدم اینکه من 21 سالمه. منم تو شرایط تو بودم،2 سال پیش.من 19 بودم و اون 22. با اینکه خیلی کم همدیگرو
می دیدیم اما همیشه حس میکردم جذابیت های جنسی براش مرکز توجه. تا اینکه بعدها توی اس ام اس هاش حرفای ... میزد. درحالیکه من اون موقع از این رابطه ها بخدا قسم هیچی نمی دونستم. من هیچ حسی بهش نداشتم ولی کم کم عاشقش شدم. وقتی اس ام اس میداد اعصابم خورد میشد، ولی ول کن نبود. همش بحث و دعوا. می گفت من هدفم ازدواجه! اما هر بار به بهانه های مختلف نیومد خواستگاری. پارسال همین موقع ها بود که برای همیشه فراموشش کردم. و حالا خیلی خوشحالم. اونقدری که به خودم می بالم که خدا چقد منو دوس داشت.
دو ترم پیش معدلم 19 شد. سال بعد هم بدون کنکور میرم ارشد. از همه مهمتر اعصاب راحتی دارم. اما اون شده یه آدم بیکار و الاف.24 سالشه اما نه تحصیلاتی نه کاری نه زندگی ای.
ما دخترا خیلی ساده ایم. چقد دلم میگیره وقتی بعضی پسرا چطور با احساسات ما بازی میکنن.
تو هم الان عاشقی یه مدت که بگذره مثل من به غصه های امروزت میخندی و میگی چه کارایی میکردما.
آبجی نازم قدر خودتو بدون...








علاقه مندی ها (Bookmarks)