یک جمله معروف هست که میگه (با این مضمون) زنها رو نمیشه فهمید، فقط باید اونا رو دوست داشت.
این نیاز به حمایت از زن در برابر بقیه از طرف ما مردها کمی غیر قابل فهمه و به نظر ما اونقدر ارزش نداره که لازم باشه براش جر و بحث راه انداخت چه برسه به اینکه کار رو به طلاق کشوند. اما چیزی که مهمه اینه که این موضوع برای بعضی از خانمها واقعا مهمه.
مخمصه جالبی نیست و من هم تجربه گیر افتادن توی همچین تله هایی رو دارم. جایی که باید بین خانواده خودت و همسرت یکی رو انتخاب کنی. اما واقعا انتخابه؟ مسلما موضوع برتری دادن یکی بر دیگری نیست و شما باید از این موضوع برای آگاهی دادن به هر دو طرف استفاده کنید.
اما راه حل:
1. هنگامی که همسرتان آن موضوعات را یادآوری می کنند، به هیچ وجه حالت تدافعی نگیرید و فقط او را تایید کنید. هر چند اول ممکن است سخت باشد و شاید مهارت کافی را نداشته باشید و ناگهان مجبور شوید شما هم در مقام دفاع از خانواده خودتان یک دعوای همیشگی را تکرار کنید. اما مطمئن باشید به مرور می توانید به چند کلمه ساده از یک انفجار بزرگ جلوگیری کنید. چیزی که من بارها تجربه کرده ام.
2. در کنار خانواده تان از همسرتان قدر دانی کنید. به هر نحو که خودتان صلاح می دانید. ولو با گفتن اینکه مثلا فلانی دیروز یک قیمه خیلی خوشمزه درست کرده بود. جوری که همسرتان ببیند شما جلوی مادر و خواهرتان از او تعریف کرده اید. حمایت کردن لزوما جنگیدن با طرف مقابل نیست!
3. به خودتان مسلط باشید. یک نفس عمیق بکشید و بدانید که این موضوع مثل کشیدن دندان یا بریدن آپاندیسیت نیست که بشود رفع و رجوعش کرد. دور از جان شما گاو نر می خواهد و مرد کهن. فقط مهارت می خواهد و صبر. ذهن خانمها مدام در حال تجزیه و تحلیل روابط است. آنها میلیونها رنگ را می شناسند و ما تنها چهار رنگ اصلی را از هم تشخیص می دهیم. اما نقطه ضعفی دارند که خیلی به کار ما مردها می آید و آن مهار شدن از طریق شنیدن است. کافیست چند جمله دوستانه (عاشفانه) بگویید تا یک دعوای مردانه را به یک محیط عشقولانه تبدیل کنید. وقتی می گویم این نقطه ضعف است، بدانید که هست. امتحان کنید. اگر نشد دوباره امتحان کنید و دوباره و ...








علاقه مندی ها (Bookmarks)