رنگارنگ جان.<strike> واسه من که یه نفرم نمی تونم دوست داشته باشم یه کمی جالب و مایه ی سرزندگی میاد اینکه هر روز عاشق یکی بشم!! احتمالا تو یه کم باید به من یاد بدی چطور احساساتتو می ذاری راحت پرواز کنه </strike>و من باید به تو یاد بدم که چطوری احساساتتو عمیق تر کنی و تعدادشو کمتر :)
ویرایش : فرشته مهربان >>> راهنمایی آسیب زا و غیر کارشناسی
من نظرمو می گم و واقعا نمی دونم تا چه حد کمکت کنه. سعی می کنم هر سوالی به ذهنم میاد و فکر می کنم مفیده بپرسم که شاید با کمک دوستان بتونی دلیلی برای اینکه اینطور هستی پیدا کنی که بعد تمرکزتو بذاری یا روی پذیرش اون دلیل یا در صورت امکان تصحیحش.
می گن بی تفاوتی حس مقابل دوست داشتنه یعنی نفرت هم مخالفش نیست و یه حسیه که هست. نبودن احساسه که می شه ضد عشق. اینجا هم فکر می کنم حسودی ای که به دخترایی که صفات مورد علاقه اتو دارن می تونه در همون سطحی مهم باشه که این حس دوست داشتنی که به جنس مخالف داری. یعنی من فکر می کنم هر دوشو با هم باید بررسی کنی.
یه موضوع دیگه اینکه می گی هوس بازی یعنی احساساتت حول و حوش روابط جنسی و این مدل احساسات می چرخه یا اینکه فرق داره حست و یه شکلی از سرزندگی و شادیه و ربطی به این کشش جنسی نداره؟
تو فقط در مورد پسرا احساسات شدید و به قول خودت رنگ به رنگ داری یا در مورد خشم عصبانیت یا خوشحالی یا ناراحتی و غم هم دریافت احساسی و واکنش هات بالاست؟ یعنی مثلا وقتی عصبانی می شی خیلی عصبانی می شی یا خوشحالی خیلی خوشحالی و این چیزا؟
معایب اقایون رو هم می بینی یا فقط خوبی هاشونو می بینی و دلت دنبال سرشون می دوه می ره؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)