به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 51
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 11 بهمن 91 [ 09:17]
    تاریخ عضویت
    1391-5-22
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    923
    سطح
    16
    Points: 923, Level: 16
    Level completed: 23%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    307

    تشکرشده 305 در 107 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    به نظر من هيچ زني كتك كار ي رو شروع نميكنه مگر مشكل عصبي حاد داشته باشه!!!! هر عملي عكس العمل داره اگر زدي ميخوري (قانون فيزيكه و براي تمام اجسام مادي صادقه !) بازم به عنوان يه زن مي گم .زن ها نيازمند همسري همراه و همدل هستند كه اونهارو بازجويي نكنه و سوال و جواب نشوند(به نظرم مرد ها هم همينطورن) شايد شما خيلي همسرتان را س.ج. مي كنيد و ايشان خسته شده اند از اين نوع ارتباط. در كل اميدوارم ديگر كتك كاري نداشته باشيد. بهتر است هر چه سريعتر با يك شاخه گل از همسرتان دلجويي كنيد و اين جريان را به شكل اجساسي حل كنيد نه دوباره با گفتگو و يادداشت نويسي.

  2. 3 کاربر از پست مفید مهرو تشکرکرده اند .

    مهرو (چهارشنبه 19 مهر 91)

  3. #12
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    بی بی عزیزم فکر کردم اولش یه مقاله یا داستان گذاشتین. ناراحت شدم و امیدوارم خیلی زود با همسرتون اشتی کنین.
    اما من نتونستم بفهمم که چرا به کتک کاری رسید کار. یه سری حرف و سوال جواب بوده دیگه. نفهمیدم چرا به اون حالت انفجار رسیدین. می تونین بگین؟
    ایشون شما رو از چه چیزایی محروم می کنن وقتی که قهرین؟ رابطه براتون خیلی مهمه و عصبانیتون می کنه اگه نباشه؟
    فشار کاریتون زیاده؟ خسته این یا توی محل کار اعصابتونو خورد می کنن؟
    در ضمن چه کسی شروع کرد به زدن؟ می تونین به یاد بیارین اون لحظه که به کتک زدن اقدام کردین و اون لحظه که کتک خوردین چه احساساتی و چه فکرایی داشتین؟
    شما در کل به جز همسرتون وقتی عصبانی می شین چه کار می کنین و موقع عصبانیت چه واکنشی دارین با ادمای دیگه؟
    قبلا توی ذهنتون تصور اینکه همسرتونو بزنین بعد از اینکه عصبانیتون می کردو داشتین؟ یعنی توی ذهنتون قبلا با ایشون دعوای جسمی داشتین؟
    فکر می کنین چی باعث شده که حتی توی عصبانیت اجازه بدین به خودتون که صدمه بزنین به کسی اونم صدمه ی جسمی؟
    همسرتون به نظرتون میاد چرا با کتک جوابتونو داد؟ داشت از خودش دفاع می کرد یا اونم یه احساس عصبانیت مشابه شما داشت؟
    ببخشید این کتک کاری که نوشتین شدید بوده یا فقط دو تا چک بوده تو گوش همدیگه؟
    از همسرتون چی می خواین و توقع دارین چه طوری باشه که نیست؟ ایشون توقع دارن شما چه طوری باشین؟

    اینارو فقط می تونم از شما بپرسم چون شما از خودتون خبر دارین. اگه همسرتون هم بود از اونم می پرسیدم و اصلا قصد متهم کردنتون رو ندارم. چون فقط شما اینجا هستین و می تونین پاسخ بدین دارم از شما می پرسم بی بی جون. فکر می کنم اگه بتونین احساساتتونو توی اون لحظه که شروع کردین به برخورد جسمی تحلیل کنین بتونین راه حل پیدا کنین. هر کدومشو که دوست نداشتین جواب ندین و فقط توی ذهن خودتون بهش فکر کنید. خودتون کارشناسین و مطمنم سریع می تونین تحلیل کنین اوضاع رو و برای بهبود رابطه اقدام کنین.
    --
    الان پست نادیا رو دیدم. درست می گه. ببینید صحبت و گفتگو خیلی خوبه اما وقتی که دو طرف اماده ی شنیدن و درک موضوع باشن و توی ذهنشون عادل باشن و بشنون و اگه به این درک برسن که اشتباهی کردن و رفتارشونو سعی کنن تغییر بدن عالیه. اما گفتگو وقتی فقط اعلام وضع موجود باشه و هر کی فقط حرف ذهن خودشو بلند بلند بزنه و اخرش هم نتونه طرف مقابل و احساسات و افکارشو درک کنه بی نتیجه می شه. یعنی موقع گفتگو باید اماده ی شنیدن و درک کردن طرف مقابلمون باشیم نه اینکه فقط و فقط حرف و نظر خودمونو بگیم. ممکنه توی گفتگوها تون هر کدومتون فقط می گین و نمی شنوین.
    همسرتون حتما بهتون خواسته ها یا مشکلاتشو گفته می تونین روی حرفایی که شنیدین بعدا فکرکنین. نیاز نیست همون وقت از خودتون دفاع کنین. اگه حس می کنین گفتن و شنیدن رو نمی تونین همزمان انجام بدین یه بار هردوتون فقط بگین. و بعد چند روزی روی شنیده هاتون فکر کنین و سعی کنین همدیگه رو درک کنین بعدش یه بار دیگه بشینین از درک کردناتون و فهم احساسات مقابلتون توی این چند روز بگین و به نوعی اون شنیدن رو انجام بدین.

  4. 7 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    meinoush (چهارشنبه 19 مهر 91)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 04 بهمن 93 [ 12:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-27
    نوشته ها
    269
    امتیاز
    2,749
    سطح
    31
    Points: 2,749, Level: 31
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 1
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    968

    تشکرشده 980 در 243 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام دوست عزیز

    خیلی ناراحت شدم از اینکه میبینم در شرایط بدی هستین، من کارشناس نیستم اما تجربه یه زندگیه تلخ و وحشتناک چند ساله را داشتم، فکر میکنم، گاهی بزرگترین مشکل زوجین، عدم درک متقابله احساسات و روحیه طرف مقابل در لحظه و در موقعیت هست،
    مثلا، همسر شما علاقمندی به رفع مشکل از طریق گفتگو را نشان نمیدهند، اما آیا شما زمان مناسبی برای گفتگو انتخاب کردین؟ یا اینکه به دلیله مشغله زیاد، کمتر منزل تشریف دارین و هر موقع فارغ از مشکلات کاری و اجتماعی خودتان بشین میخواهین با همسر اختلاط کنین؟ منظورم این هست که زمان بحث رو همیشه شما انتخاب میکنین؟
    به فرض مثال: همسر شما به شدت درگیر تماشای یک سریال بودند، حالا شما خوشتون میاد یا نه، ذهن ایشون درگیر بوده و خوب حتما علاقه یا هیجاناتی هم در ایشون ایجاد شده که مشتاق به ادامه هستند و شما دقیقا همون موقع هوس رفع مشکل کردین، قطعا زندگی شما مهمتر از تماشای سریال هست اما 45 دقیقه بعد آسمان به زمین نمیاد!
    من فکر میکنم، حالا که شما اینقدر به گفتگو در زندگی معتقدین، زمان بیشتری با همسر بزارین، ابتدا زمان تفریح بیشتر، پیاده روی دو نفره....
    من خودم با پدرم، تفاوتهای عقیده زیادی داریم اما 2 جا خیلی خوب میتونیم صحبت کنیم و حتما به نتیجه میرسیم که هر گز در منزل اتفاق نمی افته، یکی موقع رانندگی بابا، یکی هم وقتی 2 تایی تنها کوه میریم و قدم میزنیم، در غیر این صورت ظرف 2 دقیقه، به این نتیجه میرسیم که دو خط موازی هستیم و برای جلوگیری از دلگیری، بحث رو ادامه نمیدیم!
    از طرفی ممکنه همسر شما فرد سمعی نیستن، ممکنه بصری هستند یا ...، پس باید از طریق عمل ایشان را متوجه اشتباهاتشان یا خاسته هایتان کنین!
    از طرفی حس میکنم، ممکنه شما لول فکری، نحوه برخورد یا شخصیت ایشان را قبول ندارین، یا به قولی فقط به حرف منطق خودتان در ارتباط با مسایل و مشکلاتتان گوش میدین، که خوب این کار و سخت میکنه، اگر امکان داره، خودتان را بیشتر در جایگاه ایشون با سطح تفکرشون قرار بدین تا بهتر بتونین باهاشون ارتباط برقرار کنین!
    یادمه روزهای آخر زندگیم ، وقتی همسرم رفتارهای زشت و زننده اش را به حد وحشتناک رسونده بود، وقتی برای مشاورم تعریف کردم، گفت من تعجب میکنم خانمی در سطح شما چرا سکوت میکنه! پاسخ دادم، آخه به این باور رسیدم که از همسرم در همین حد توقع داشته باشم، شخصیت و منش ایشان بیش از این نیست که من توقع یه انسان کامل و محترم را داشته باشم! مشاور مات و مبهوت مونده بود!
    خیلی حرف داشتم بزنم اما چون خودتان استادین فقط موضوعی را که حس کردم ممکنه از قلم افتاده باشه گفتم

    جدا آرزو میکنم مشکلتون هر چه سریعتر بر طرف شه



  6. 5 کاربر از پست مفید elahe.a تشکرکرده اند .

    elahe.a (چهارشنبه 19 مهر 91)

  7. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آذر 00 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    421
    امتیاز
    12,188
    سطح
    72
    Points: 12,188, Level: 72
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 262
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 635 در 275 پست

    Rep Power
    70
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    من پستهای قبلی شما را مطالعه نکردم و با توجه به مطالبی که در این تاپیک ارسال کرده اید پاسخ شما را میدم

    به نظر میسد که که خیلی حساس هستید با قدرت تحمل پایین و اصلا صبر و حوصله هم نداشتید
    شاید بسیار مهر طلب هستید و اصلا تحمل کم محلی های همسرتون را ندارید

    چرا فکر کردید که موضوع مهمانی را مطرح کردید همسرتون باید بالافاصله بپذیرد ؟ به هر حال تو همون واکنش تند نظرش را گفته حتما یه دلیلی داره که از زیر مهمونی در میره مثلا کارمنده یا مهمونی خیلی تشریفاتی هست و لازمه که دو سه روز برا مهمونی وقت بذاره که در توان بدنی اش نیست

    چرا تحمل نداشتید که همسرتون برنامه مورد علاقه اش را ببینه بعد بیاد باهاتون حرف بزنه اصلا دلیلی برا دلخوریتون نمیبینم باید مینشستید کنارش و باهاش برنامه را میدید یا یه سرگرمی دیگه برا خودتون جور میکردید
    هر کس ازاده که یه وقت شخصی برا خودش داشته باشه و هر کار خواست انجام بده
    منظورم از وقت شخصی یه وقت یکی دوساعته (حداکثرش را گفتم) است که فرد بتونه فارغ از همه وظایفی که داره به کار مورد علاقه اش برسه و کسی نخواد که این وقت را ازش بگیره

    به نظر من امروز با یه جعبه شیرینی برید خونه و اصلا به روی خودتون نیارید که چه اتفاقی افتاده و خیلی عادی و در عین حال صمیمی برخورد کنید اصلا نزارید مسئله گش پیدا کنه اگه همسرتون تمایلی برا مهمونی دادن نداره یکی دوفته ای اصلا حرفشرا نزنید
    یه پیشنهاد دیگه اینکه با همسرتون عهد ببندید اصلا باهم قهر نکنید

    ببخشید خیلی پراکنده نوشتم نمیدونم توانستم که عقیده و نظرم را به نحو صحیح القا کنم یا نه


    خدایا کمکم کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد

  8. 5 کاربر از پست مفید نازنین2010 تشکرکرده اند .

    نازنین2010 (چهارشنبه 19 مهر 91)

  9. #15
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام دوست عزيز و مهربانم!
    پيش مي آد! نگران نباشيد! آدميم ديگه... آدمي و بدون خطا! محاله!
    خب ببينيد من از شما چند خطا مي گيرم:
    اينكه همسر شما تمايلي به گفتگو نداره،‌ احتمالا به دليل خطاهاي گفتگويي شماست كه در اين تاپيك هم به چشم مي خوره! اگر اين خطاها و خطوط قرمز گفتگوي شما حل بشه... به نظرم گفتگو درست انجام مي گيره!
    خطوط قرمز مفصله براتون مي نويسم... اما بذاريد مصداق ببينيم چي شده!!
    من نوشته شما رو كه صادقانه و خوب نوشته شده نگاه مي كنم تا ببينيم كجا اشتباه مي كنيم كه كار به اينجا مي كشه:

    قضیه از این قراره که همسرم تمایلی به رفع مشکلات با گفتگو نداره ، همین امر باعث شده بود تا اخیرا - از دوهفته قبل- چندین موضوع جمع بشن رو هم و نهایتا دیشب فوران کنن.
    اين بدترين آسيب گفتگوست! يعني انباشتگي ذهني... كه براي خانمها سم تلقي مي شه!
    بايد شرايط گفتگو طوري باشه كه بانو بتواند هر از گاهي ذهنش رو تخليه كنه!

    چند روز قبل به همسرم گفتم که هفته بعد چند تا از دوستام قراره بیان خونمون.(بحث پارتی و اینا نیستا)
    یه واکنش خیلی تند داشت ، پرسیدم چیه چی شد؟ گفت غلط کردم !!

    سوال خوبي نپرسيديد! اصلا نبايد سوال مي پرسيديد! ببينيد... گاهي براي افراد موقعيتهايي پيش مي آد كه احساسات خوبي ندارند! در اين مواقع نمي خوان شما بهشون بگيد چي كار كنند! اونها مي دونند بايد چه كنند و چه نكنند! اونها فقط احساس خوبي ندارند! فقط همدلي مي خوان!‌ همين! يكي كه بگه احساست رو درك مي كنم... همين!


    گذاشتم چند روزی از این قضیه بگذره (به تجربه یافتم که گفتگوی در اون لحظه به بحرانی تر شدن ماجرا خواهد رسید)
    اشتباه بعدي شما اينجاست... با گذشت زمان هيچ مشكلي حل نمي شه! فقط انباشتگي بيشتر مي شه... تجربه شما درسته كه در اون لحظه هر گونه بحثي قضايا رو بحراني مي كنه،‌ اما گذشت زمان بدون برنامه ريزي احساسي براي ايشون،‌ كار رو خراب تر مي كنه... و وقتي براي بار دوم مراجعه براي گفتگو صورت مي گيره! نه تنها چيزي تغيير نكرده... بلكه وضعيت پيچيده تره! مي دونيد چرا؟ البته كه مي دونيد... من فقط ياد آوري مي كنم:
    عواطف ما نتيجه افكار ماست... و افكار ما تفسير موقعيتي كه در اون قرار داريم... اگر بخواهيم عواطفمون عوض بشن بايد موقعيت رو تغيير دهيم! موقعيت با گذشت زمان تغيير نمي كنه!!!!

    دیشب فرزندم رو برا نوشتن تکالیفش به اتاقش راهنمائی کردم ، بعد به همسرم گفتم می خوام باهات صحبت کنم ،گفت یا ابالفضل !! پای تلویزیون بود گفتم تلویزیون رو خاموش کن که صحبت کنیم.
    گفت بعد از این سریال.
    گفتم زندگیمون مهمتر از این سریالهاست (بخوانید سریالهای بدون فایده)

    اين قدم اول گفتگو است! اين همون مهارت رفتار جرات مندانه است...
    احترام به عقايد ديگري!
    شما مي خواستيد ايشون درخواست شما رو كه پرخاشگرانه مطرح شده،‌بپذيره و نظر موافقش رو بگه!؟ نه ايشون مي خواسته سريال ببينه... هر چند بي فايده! هر چند الكي! بايد اجازه مي داديد و ناراحت نمي شديد.. شما درخواست جرات مندانه مطرح مي كرديد... و به ايشون حق مي داديد كه حقوق فردي دارند و مي توانند به شما " نه " بگويند!
    ولي شما با جمله بعدي ايشون رو سرزنش كرديد و حتي زير سوال برديد كه ديدن سريال رو به زندگيتون ترجيح مي ده! و اين بدترين كار در گفتگوي همسرانه! زير سوال بردن و سرزنش كردن!

    بهرحال کلافه شدم ، رفتم یه مقداری قدم زدم ، فشارهای دیگه ای هم مزیت بر علت شد و افکاردیگه ، اینکه چرا همسرم تمایلی به حرف زدن نداره در حالیکه می دونه چند روزه روابطمون سرده.

    گفتگوي دروني وضعيت شما رو بد تر كرده! بهتر بود به خلوت بريد... چند تمرين تنفسي كنيد... و آرامش بگيريد! و از روشهاي مراقبت از خودتون استفاده كنيد...

    چندین بار دیگه هم پیش اومده بود که وقتی می خواستم راجع به دلخوریی صحت کنم ، عدم تمایلش رو نشون داده بود.

    اين كه ايشون تمايلي به صحبت ندارند با شما، يك مساله است و حل مي شه! خطوط قرمز گفتگو رو در نظر بگيريد! حل مي شه!

    حالا دیگه من رفته بودم تو غار تنهائیم ، جائی که تو زندگی مشترکمون خیلی پیش نیومده بود برم توش.
    رفتن تو غار تنهايي،‌ با افزايش گفتگوي دروني واقعا متفاوته... خيلي مواقع لازمه كه بريد تو غار تنهايي و آرامش بگيريد... همين! نه اينكه وارد بازي نجواهاي درون ذهن بشيد!
    اين كه كم پيش اومده شما بريد تو غار تنهايي اصلا خوب نيست!

    یه ساعتی بعد اومد و کاغذی رو که یاداشتهائی رو برا صحبت کردن نوشته بودم تو دستش بود، گفت من آماده ام برا صحبت.
    من گفتم الان شرایط خوبی ندارم ، شروع کرد به سوال کردن ، گفتم من حرفی ندارم اگه میخوای حرف بزنی می شنوم.

    ببينيد! گفتگو خودش هدفه! نه وسيله براي رسيدن به هدف! اين نكته بسيار بسيار مهميه!
    يكي از خطوط قرمز پر رنگ گفتگوي همسران،‌ استفاده از گفتگو براي گرفتن موافقت است!‌ يعني همسر رو متقاعد كنيم مثل ما فكر كند! جواب نمي ده! صميميت رو به شدت كم مي كنه و اگر كسي از دسته اين افراد باشه كه همواره معتقده كه من درست مي گم و تو اشتباه مي كني... بايد بدونه كه بعد از مدتي فرصت گفتگو رو از دست مي ده! احترام به ديدگاهها بسيار مهمه...
    وقتي شرايط روحي مناسبي براي گفتگو نداريد... بگيد " نه" و فرصت بعدي رو براي گفتگو فراهم كنيد و بگيد در فلان زمان! و فورا موقعيت احساسي خونه رو تغيير بدهيد! مثلا همسرتون رو در آغوش بگيريد
    متاسفانه شما گفتيد كه مي شنويد! اما واقعا اين كار رو كرديد؟؟ كاش اين كار رو مي كرديد! فقط شنونده بوديد! يك شنونده خوب!

    از رو یاداشتام یه مواردی رو خوند و گفت موافقم ، لحن بیان لحن مناسبی نبود.
    ايشون آداب گفتگو رو بلد نيستند... شما هم بهشون كمك نكرديد!

    تا رسید به اصل ماجرا و سوالهای من برا مهمانی.
    که آیا مهمانی دیگه ای در این تاریخ داری ؟ برنامه ای داری که من نمی دونم؟
    اگه جواب آری است چرا بهم نگفتی.
    اگه جوابت خیره ، مشکلت چیه .

    تمام مشکل رو برگردوند به سمت من و اسمش رو گذاشت "بهانه گیری از طرف من"
    بعد هم این بی توجهی های دو طرفه ، کار رو رسوند به انفجار و کتک کاری.


    به كل اين اتفاق مي گويند تشديد يا بگو مگو تا مرز انفجار/ بدون اعتبار سازي... يك جا اگر يكي از طرفين گفتگو اعتبار سازي كند... كار به جاي بدي نمي رسد!
    در هر حال چون گفتگو نه در شرايط مناسب رخ داده و نه به شيوه صحيح... پس نمي شه زياد انتظار نتيجه خوب داشت!

    اميدوارم درسم رو خوب پس داده باشم!

  10. 12 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (شنبه 22 مهر 91), بی نهایت (چهارشنبه 01 مرداد 93)

  11. #16
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط z o h r e h
    سلام

    اگه با یه ادم همیشه منطقی که ازقبل هم حرفهاشو مینویسه و همه اش دنبال استدلاله و برای هر چیزی توضیح میخواد روبرو بودی چه میکردی?
    به هردلیلی نتونستید تو شرایط مناسب صحبت کنید اصلا مقصر همسرتون اما مگه شما شرایط ایشونو درک کردید

    شما هم سرتونو به کاری گرم میکردید
    وقتی میگی من میشنوم یعنی ظرفیت شنیدنو در خودتون میبینید که خلافشو ثابت کردید

    پس یا نمیشنیدید یا اعلام موافقت با شنیدن نمیکردید و محلو ترک میکردید

    ودر مورد کتک کاری:
    هیچ توجیهی قابل قبول نیست
    همه میدونن زور یه پسربچه از یک زن جاافتاده ممکنه بیشتر باشه

    پس دلیلی برای زورازمایی نبود
    زهره جان
    کی گفته من همیشه منطقی ام؟!
    اما بله توضیح میخواستم ، می خواستم حرف بزنه که بهتر بفهممش ، بفهمم چی تو ذهنش میاد که سریعا مخالفت می کنه یا لااقل براش اینقد سخته !
    این مهمونی از اون مدلش بود که اصلا نیازی نبود که بخواد کاری انجام بده ، یه پذیرائی مختصر چای و شیرینی. چون این سابقه وجود داشته که برا مهمانهای من (نه مهمانهای مشترک) خیلی با سختی و اکراه می پذیرفت ، و برا راضی کردنش نیاز به ساعتها گفتگو و ناز خریدن بوده ، می خواستم با چند پرسش ساده نظیر آنچه در ارسال اول گفتم ، نگرانیش رو از این اکراه بدانم تا راحت تر با قضیه برخورد کنیم ، چه بسا با شنیدن این موارد مهمونی رو کنسل می کردم.

    وقتی میگی من میشنوم یعنی ظرفیت شنیدنو در خودتون میبینید که خلافشو ثابت کردید
    اتفاقا فقط داشتم می شنیدم اما با بی تفاوتی ! بعد شروع برخورد فیزیکی از سوی همسرم و پاسخ اون از طرف من.

    در ادامه ایشون شروع به خود زنی کردن ، (در اینجا هم از صاحب نظران همفکری میخوام)
    این موضوع گاهی برا انجام ندادن برخی امور از سوی فرزندم هم اتفاق افتاده ، وقتی مادر از او چیزی خواسته بخاطر مقتضای سنی، پسرم انجام نداده ، همسرم خودش رو کتک زده ،

    زور آزمائی نبود ، در ابتدا دفاع از خود بود و بعد از اون تا چند ثانیه ناتوانی در کنترل خشم.

  12. 7 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (شنبه 22 مهر 91)

  13. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 10 بهمن 94 [ 17:49]
    تاریخ عضویت
    1391-5-05
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    3,571
    سطح
    37
    Points: 3,571, Level: 37
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 79
    Overall activity: 14.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    764

    تشکرشده 865 در 204 پست

    Rep Power
    36
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام عرض کردم،

    برخورد خانمتون دور از انتظار نبود. ایشون بعنوان شریک زندگی شما احساس میکنند که حق دارند در مورد آمدن دوستان شما به خانه از قبل مطلع بشن. هیچ اشکالی نداشت اگر بجای "دوستام هفته دیگه میان خونمون" سوالتون رو طور دیگری بیان میکردید ("یک جلسه مهم با چندتا از دوستام باید برگزار کنیم، موردی نیست اگه جلسه در خونمون باشه؟".)

    حتی در صورت مخالفت همسرتون میتونستید مخالفتشون رو به یک فرصت خیلی زیبا برای نشان دادن اهمیت خانمتون برای شما تبدیل کنید. مثلاً میگفتید اگر شما راضی نیستید، دوستان رو به خونه دعوت نمیکنم. این به معنی زن ذلیلی نیست... شما انتخاب کردید بجای جبهه گرفتن رفتاری با ملاحظه داشته باشید.

    یک قولی رو به خودتون بدید. از این به بعد نه فحاشی کنید نه دستتون رو روی خانم (یا فرزندتون) بلند کنید. حتی اگر همسرتون شما رو زدند دستتون رو بلند نکنید. زدن فردی ضعیفتر از خود سخت نیست ولی به خدا هیچ دردی رو دوا نمیکنه. صمیمیت رو از بین میبره و بستری میشه برای مشکلات بزرگتر بعدی... :-)

    هر چیزی که بوده گذشته. برای جبران، امروز برید بیرون یک شاخه گل بگیرید، یک جفت گوشواره شیک هم برای همسرتون هدیه بگیرید (یا هر کار رندم مشابهی!). نامه ای کوتاه بنویسید و از ایشون بابت حرفها و کتک کاری ها معذرت بخواید (حتی اگر حق 100 درصد با شما باشه). همسرتون هم به مرور و با دیدن رفتار شما خودشون رو با شما هماهنگ میکنند.

  14. 8 کاربر از پست مفید Serok تشکرکرده اند .

    Serok (چهارشنبه 19 مهر 91)

  15. #18
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    نقل قول نوشته اصلی توسط نادیا-7777
    حرف زدن و حل کردن مشکلات خوبه ولی درصورتیکه هر 2 طرف بخوان در اون لحظه سر اون موضوع باهم صحبت و تبادل نظر کنند

    ببینید
    من و شوهر سابقم مثلا درباره یه موضوعی بحث میخواستیم بکنیم
    ولی
    وقتی من میدونستم و مطمئن 100درصد بودم (چون این مساله بالای 50بار اتفاق افتاده بود و من دیگه تجربه داشتم)که در آخر قراره حرف حرف اون باشه و نظر نظر اون و خواست خواست و سلیقه سلیقه اون...

    فقط میخواد با حرفاش بهم بیشتر توهین کنه و بیشتر تحقیر کنه و بگه تو و خانوادت و همههههههه هیچی بارتون نیست و فقط فقط من میفهمم

    خوب منم اصلا خوشم نمیومد باهاش هم کلام شم
    چه برسه باهاش بحث بیخودی کنم

    چون اگر میخواستم نظر خودمو بگم نتیجه فحش و کتک بود و بس!!
    ببین نادیا جان ،
    با جمله اولت موافقم ولی یه اما داره ، خب اگه حرف هم نزنن چطور میتونن بفهمن تو سرشون چی میگذره ، مساله ای پیش میاد واکنشها چی می تونه باشه ،

    گریه ، قهر ، (زنانه ) سرسنگینی ، و بد خلقی (مردانه)
    (اوه الان که دارم می نویسم یدفعه یادآوری برام شدکه جنبه مثبت هم میشه می تونه بیرون رفتن و گردش هم باشه ،و در اونجا بیان موضوع.
    که شاید یکی دوبار بوده اما خب برا دسته ای از موضوعات جواب میده)

    بهرحال یه جوری که طرف بفهمه از چیزی ناراحتی ، حالا دو اتفاق متصوره :
    یا طرف میفهمه و نمیاد جلو برا اینکه ببینه چی شده
    یا طرفت نمیفهمه و نمیاد جلو

    خب من مشکلم اینه که همسرم نمیاد جلو ، حتی وقتی که میخوام باهاش حرف بزنم (بعد از گذشت زمان). این تجاهله که آستانه تحریکمو پائین آورده.

    اما نوع گفتگمون از این نوعی که شما میگید نبوده ،
    پرسش از این بوده که میشه مشکلت رو با دعوت من بگی ، دعوتی که قراره 10 روز بعد باشه؟
    تا شاید راه حلی برای موضوعات اینچنینی بیابم (به زعم خود)


    یه کمی خسته شدم ،
    یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم

    دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟

    آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم

    قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!

    گفتم: آفرین! زنده‌باد ! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای ! من بهت افتخار می‌کنم.

    حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟

    آقاهه گفت: مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و ...

    گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر می‌دی، چیه ؟

    آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر می‌دهم.

    بنابراین در خصوص لوازم خونه و اشپزخونه و دکوراسیون و ... نظرایشون هست.


  16. 3 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (چهارشنبه 19 مهر 91)

  17. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 آبان 91 [ 20:17]
    تاریخ عضویت
    1391-6-31
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    477
    سطح
    9
    Points: 477, Level: 9
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    149

    تشکرشده 158 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    در مورد زد وخوردی که پیش اومده من فکر میکنم نگران نباشید.یه چند روز برید تو خودتون اروم باشید و خیلی ظریف سعی کنید پشیمونیتونو نشون بدید مثلا غذا بگیرید میوه بذارید رو میز برای همسرتون و ... . تا ایشون ارومتر شن.احتمالا بی محلی میکنن ولی ناراحت نشین.بعد از چند روز با محبت بغلشون کنین و عذرخواهی کنین و اصلا منتظر عذرخواهی ایشون نباشین.توجیه نکنین که اخه تو اینو گفتی من عصبانی شدم و .... . جوری صحبت کنین که فقط از اینکه ایشون ازار دیدن ناراحتین و هیییییییچ سرزنشی در کار نیست .مطمینا ایشون همون لحظه فورا اشتی نمیکنن.ولی صبور باشید.زمان بدید( اینم بگم یه طوری صحبت نکنید که خانومتون بدتر احساس بدبختی بهش دست بده مثلا از کلمات زدمت و زدو خورد و ... استفاده نکنید)

    [quote=baby]
    نقل قول نوشته اصلی توسط darya_aram

    در صحبتهای قبلی معمولا اینطور بوده که در زمانهای نتیجه گیری همسرم حرفهای غیر منطقی میزدن ،
    این یعنی شما تو اکثر صحبتهاتون این باور رو داشتید که حرف شما درسته و به طور ناخوداگاه حق به جانب بودبن


    [quote=baby]
    نقل قول نوشته اصلی توسط darya_aram
    تعداد عذر خواهیهای من در مذاکراتمون اقلا نسبتش به 95 به 5 می رسه.
    البته جمله همیشگیم این بوده "برای مواردی که اشتباه از طرف من بوده عذر میخوام"
    خانومها خیلی ریز بین هستن و حس ها رو زود متوجه میشن.شما علی رغم اون 95 درصد باطنن نظرتون این بوده که کارهای خانومتود غیر منطقی بوده و شما با عذر خواهیتون دارین یاد میدید به ایشون که اونم عذرخواهی کنه...
    این جمله دوم هم که کلا یعنی خانوم مقصر تویی و ببین من اشتباهات کوچیکم رو میپذیرم بقیه اشتبا ها ت هم سهم تو پس یپذیر و معذرت بخواه!!!
    به نظر من اصلا این صحبت در مورد مشکلات و حل مشکلات به این شکل رو فراموش کنید.این روش اموزش مخصوص خودش رو میخواد که به ما تو ایران از بچگی یاد ندادن و جواب عکس میگیریم.هر جلسه صحبت دقیقا حکم دادگاه محاکمه برای طرف مقابل داره

  18. 7 کاربر از پست مفید darya_aram تشکرکرده اند .

    darya_aram (چهارشنبه 19 مهر 91)

  19. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    157
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام جناب baby

    چرا انقد شلوغش کردین برادر عزیز؟ :)

    به قول آنی روند رشد تاپیکتون رو ببینین؟ چرا انقدر مضطرب شدین؟

    ما خانمها گاهی اصلا حالمون خوب نیست! نمیدونیم به چه دلیل ولی یک دفعه بیوریتممون بهم می ریزه!

    مثلا من خودم چون امروز به شدت عصبی هستم اونم بی دلیل ترجیح میدم تنها باشم و به حال خودم رها بشم.

    همونجور که مردا غار تنهایی دارن زن ها هم گاهی افسرده ، عصبی ، ناراحت و پرخاشگر میشن و دوست دارن

    گریه کنن ، خودشون رو بزنن و عصبی باشن! چیزی که تو این شرایط وحشتناک بهمشون می ریزه اینه که یک نفر

    همش بخواد چیزی بگه و دلایل منطقی بیاره!

    شاید به نظرتون رمانتیک بیاد اما زن ها توی این مواقع دوست دارن درک بشن ، دوست دارن همسرشون به

    حالشون احترام بذاره و حتی در آغوش بگیرتشون و اجازه بده که در آغوش مردش خشمش رو خالی کنه و مرد فقط

    محبت حسی (لامسه) انجام بده.

    احتمالا اگر خانم شما زیاد موافق ارتباط کلامی نیست (مثل مادر من) خواستار ارتباط عاطفی لمسی و عملی

    هست! مثلا پدر من هزاران بار که به مامان بگه دوستت دارم به اندازه وقتی که کاری که مامان میخواد رو انجام بده

    واسه مامان با ارزش نیست! چون مامان من محبت رو محبت عملی میدونه.

    ولی برخی خانم ها دوست دارن بشنون اما احتمالا خانم شما جزو اون دستست که بیشتر دلش میخواد رفتار

    عملی مثبت شما رو ببینه!

    میشه برامون بگین که چقدر روحیات همسرتون رو میشناسین؟

    چند تا فرزند دارین؟

    خانومتون شاغلن یا خانه دار؟

    چقدر توی امور منزل بهشون کمک می کنین؟

    ببخشید که وارد جزئیات میشم اما تا حالا شده بی مقدمه براش هدیه بگیرین و یا در آغوشش بگیرین و بی مقدمه

    ازش بابت زحماتش تشکر کنین و لطف هاش؟

    همسرتون آدمی احساسیه یا منطقی؟ خودتون چطور؟

    به سوالاتم جواب بدین تا بتونیم بیشتر کمکتون کنیم









  20. 8 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (پنجشنبه 20 مهر 91)


 
صفحه 2 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.