به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 51
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 30 آبان 91 [ 20:17]
    تاریخ عضویت
    1391-6-31
    نوشته ها
    55
    امتیاز
    477
    سطح
    9
    Points: 477, Level: 9
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    149

    تشکرشده 158 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    [size=medium] یه بار یه جمله ای شنیدم از دکتر هلاکویی که وقتی بهش عمل کردم خیلی روحیاتم رو تغییر داد.
    گفت به دیگران محبت کن مهربان باش نه برای اینکه ازشون محبت بگیری.تو اگه مهربانی مهربونیتو بکن و توقع جواب نداشته باش.در غیر اینصورت هیچ وقت ارامش نداری.
    شما هم همش منتظر نباش خانومتون هی بفهمه از چی ناراحتی که بیاد جلو!! سعی کن کمتر ناراحت شی و حساست خودتون رو کم کنین.اینطوری ارامشتون بیشتر میشه.خیلی راحتتره که ادم خودش رو تغیر بده تا دیگران رو

  2. 6 کاربر از پست مفید darya_aram تشکرکرده اند .

    darya_aram (چهارشنبه 19 مهر 91)

  3. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 10 دی 02 [ 10:23]
    تاریخ عضویت
    1391-5-02
    نوشته ها
    1,285
    امتیاز
    24,091
    سطح
    94
    Points: 24,091, Level: 94
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 259
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteranOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    3,681

    تشکرشده 4,954 در 1,249 پست

    Rep Power
    225
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام

    من سپاسگزارم که نظر من هم براتون مهم بود و من رو به این تاپیک دعوت کردید.

    من نظرات دوستان رو خوندم همه خوب و منطقی بودن. من با نظرات بی دل و بهار شادی به شدت موافق هستم.

    من هم به شدت متنفرم از اینکه همسرم برنامه ای رو بدون نظر خواهی از من انجام بده.واقعا پذیرشش سخته.

    نظر خواهی از زن براش خیلی مهم هست.

    مخصوصا اگه در رابطه با خانوادش یا دوستاش باشه.نمیدونم یه جورایی از نظر عاطفی به آدم ثابت میشه که شوهرت زیاد دوستت نداره زیاد مهم نیستی فقط وقتی برنامه ای مربوط به مجموعه دو سه نفره خانواده باشه اهمیت داری ولی در برابر دوستام و خانوادم تو اهمیتی نداری.

    البته می دونم که شما احتمالا چنین نظری نداشتید ولی با قرار دادن خانمتون در برنامه انجام شده این حس رو بهش متاسفانه القا کردید.

    یک بار عید ما در شهر همسرم بودیم و به منزل یکی از اقوام رفته بودیم یه دفعه همسرم با نظرخواهی از مادرش به عنوان بزرگتر تصمیم گرفت اون روز رو و همینطور شب رو اونجا بمونیم.من اون موقع بچه کوچک داشتم و اصلا راحت نبودم و اصلا دلم نمیخواست بمونم خییییلی ناراحت شدم که نظر من رو اول از همه نپرسید من هم باهاش سرسنگین شدم و بارها راجع به این حرکتش توضیح دادم (البته چند ماه بعدش) ولی الانم که یادم میاد از اونجا موندن ناراحت نیستم از اینکه نقش فرمانبردار رو ازم خواسته بود اجرا کنم ناراحت بودم آخه من توی خانواده پدریم هم همیشه فرمانده بودم

    وقتایی که ناراحت میشم بیشتر دلم میخواد همسرم اول نازم رو بکشه بعد علت ناراحتیم رو بپرسه نه اینکه چند روز بی خیال بشه تا من فوران کنم و بعدش هم بیاد بگه میخوام گفتگو کنم. اون موقع از زمان مناسب برای ناز کشیدن هم مدتی گذشته حالا شما به جای به جا آوردن قضای اون ناز کشیدن اون رو فاکتور گرفتید و قضیه رو به سمت منطق و گفتگو کشیدید که باعث شده همسرتون یه دفعه دیگه احساس کنه عواطف و احساساتش دیده نشده.

    اون بخش که من از اشتباهات خودم فقط معذرت میخوام هم باز به نظر من یه مقدار حق به جانب بودن رو نشون میده.خوب توی محیط خانواده همیشه هم حساب دو دو تا چهار تا نیست که.گاهی اصلا آدم کار اشتباهی هم نکرده ولی لازمه با گذشت و مهربانی عشق و محبتش رو به طرف مقابلش نشون بده.

    به نظر من هم با خرید گل پیش همسرتون برید و با محبت کامل فقط بخواین براتون از ناراحتیش بگه بهش بگید دلتون نمیخواد اون رو ناراحت ببینید و این مهمترین چیز هست (نه اینکه بگید میخوام بدونم اشتباهاتمون کجاست و همدیگه رو قانع کنیم ) یه مقدار با احساسات پیش برید تا همسرتون هم به سمتتون بیاد.اگه گفت فعلا نمیخوام باهات صحبت کنم یا سکوت کرد شما بازهم به ناز کشیدنتون ادامه بدید و فقط ابراز محبت کنید زیاد هم براتون مهم نباشه که اول علت ناراحتی رو ببینید.

    ببخشید شما خودتون با تجربه هستید و مطمئنا خیلی در این زمینه ها اطلاعات دارید من فقط تجارب شخصیم رو بیان کردم که امیدوارم به دردتون بخوره...



  4. 6 کاربر از پست مفید فکور تشکرکرده اند .

    فکور (چهارشنبه 19 مهر 91)

  5. #23
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    همراهان عزیز از همتون ممنونم ، نکات خیلی خوبی تو اکثر ارسالها بود و باید بتونم بهره برداری کنم ، سرعت اینقدر بالاس که فقط تونستم یه دور مرورشون کنم طبیعتا سر فرصت دوباره و با تمرکز بیشتری استفاده می کنم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل
    سلااااااام
    نبینم بی بی ما کتک خورده باشه و ناراحت باشه!
    از دست توبی دل ، خوشحالم که سرحالی و باروحیه. می بینی بادمجونا رو
    اینم آخر و عاقبت رفتن توی تاپیکهای دعوا! یه دونه بی بی بچه مثبت خانواده دوست و اهل گفتگوی تمدنها داشتیم که اونم توی دعوا آش و لاش شد رفت!

    آش و لاش شدم ، اما هستم ! اینقدرها هم ضربات کاری نبوده که متلاشی شم. خوبیش اینه که حریف گل بخودی هم می زنه و گرنه اذعان می کنم اگه اون ضرباتی رو که به خودش زد بمن زده بود الان معلوم نبود اینجا باشم خب بگذریم ، خیلی حال درستی ندارم دلم یه جای دنج میخواد یه دو روزی فکرم رو از همه چی خالی کنم حتی قیمت ارز!


    بی بی گرامی، ضمن ابراز همدردی با شما کارشناس عزیز که باعث افتخار هممون هستی عرض کنم که بنده هم باهات همدردم از این بابت که بنده هم در کنار کسی زندگی میکنم که اصلا با گفتگو میانه ای نداره. منهم همینجوری دیگه عین میوه های بازار تره بار درهم و کیلویی پذیرفتمش!
    سرفرصت نحوه پذیرشش رو برام بگو اگه مقدورت بود

    ولی نکته اینجاست که در مورد شما همه آتیشها از گور خود شما بلند میشه برادر عزیز!!! بعله! حالا عرض میکنم:

    یعنی خدا وکیلی اگه منهم یهویی همسرم بیاد بهم بگه که بی دل جان سه تا از دوستام قراره بیان! چشمش رو از حدقه در میارم! دهه! یعنی چی آخه؟ بیشتر دوست میدارم که از قبل بیاد و خیلی مهربانانه باهام مشورت کنه و نظر منو بخواد که اصلا دعوتشون بکنه یا نه. بهم بگه خانومم شما اذیت نمیشی؟ خودت برنامه ای نداری؟ اشکال نداره دوستانم بیان؟ شما کی راحت تری؟ اصلا خانوم جان عزیزم (چقدر قربون صدقه خودم رفتم) شما نمیخواد خودتو اذیت کنی، یه غذای ساده ای چیزی تهیه میکنیم بااینحال خودمم کمکت میکنم و ...خلاصه از این خالی بندیها اونوقته که خانوم بهت بگه عوض سه تا مهمون صد تا مهمون دعوت کن عزیزم! خودم هم همه کارهاشو میکنم.

    اولا عرض کردم که 10 روز زودتر اعلام کردم ، در ثانی معلوم بوده که پذیرائی چای و شیرینیه ، و قصد زحمت دادن به همسر گرامی رو اصلا نداشتم ، دیگه هیچی نباشه چای درست کردن بلدیم.
    اما دوست داشتم استقبال خانومم رو ببینم ، این میل باطنیم بود. واقعا اگه بعنوان نمونه یکی دوبار هم از این مهمونیها استقبال بشه بنظرتون خیلی غیر طبیعیه !!!
    و بالعکس اگه همیشه قبولش با اکراه و هزارتا اوقات تلخی همراه باشه ، چه حسی به آدم دست میده !
    اونوقت این فکر منفی و تعمیم و مقایسه میاد تو سر که: "چطور برا مهمونهای خودت هم حالشو داری ، هم دوست داری که خیلی زود باهات موافقت بشه ، هم انتظار کمک داری و هم ...


    ببین آقای بی بی! اصلا بحث سر سه تا مهمان و پذیرایی و وقت و این حرفها نیست ها! ما میمیریم برای اینکه همسرمان ما را داخل آدم فرض کند و نظر ما را هم بخواهد!
    باور کن گاها پیش میاد که میمیرم برای اینکه یک برنامه خاصی رو (مثل سفر یا...) با هم انجام بدیم اما وقتی بدون مشورت با من برنامه اش گذاشته میشه اونهم زمانیکه من اصلا آمادگی جسمی و روحیش رو ندارم دلم میخواد سرم رو بزنم به دیوار علی الخصوص موقعیکه می بینم همسرم هاج و واج نگام میکنه و منتظر یه تشکر آنچنانی هم هست!

    اینجا جای تامل داره ، همه حرف همینه "اینکه ما رو آدم فرض کند و نظر مارا هم بخواهد"
    باید دقیق بشم ببینم کجا اینطور نبوده ،
    فعلا اینقد تو ذهنم هست که برا مسافرتها گاهی مخالفت صددرصدی ایشون رو شاهد هستم و بهمین خاطر هنوز بعد از 6 سال ترتیب همچین سفری رو ندادیم.


    یادت هست پارسال قبل از عید در تاپیکت نوشتی خانمت هی میخواست با شما صحبت کنه و شما هی موکول میکردی به بعد . اونموقع برات عجیب بود که چرا خانوم شما درک نکرد که شما آمادگی صحبت نداری. خوب برادر من اجازه میدادی ایشان هم سریال اش رو ببینه بعد! ضمن اینکه احتمالا ایشان میدیده که چه خونی از چشمهای بی بی میباره که گفته "یا ابوالفضل" و اینها. انگار وسوسه کیوون دیشب به سراغ بی بی اومده بوده که صبر و آرامش بی بی رو ازش گرفته.

    متاسفانه کلا یادم نیست ،
    بله ، احتمالا خون جلو چشمم رو می گیره ، اینو خانمم هم گفته ، البته یا ابلفضل رو بدلیل سابقه قبلی از شروع این بحثها گفته ، اما چرا با بقیه اهل عالم اینگونه نیستم و فقط با همسرم ؟
    تا بحال فقط یک دو درگیری خیابانی در سنین نوجوانی داشته ام وکلا چهره ارامی دارم.
    حتی خیلیها بیان می کنن که صورت شما به ما آرامش میده.


    حالا اگه یه خورده آرومتر شدی، یه فلش بک به گذشته بزنی و کلاهت رو قاضی کنی متوجه میشی که بی بی هم یه اشتباهات کوچولویی داشته.
    بدون کلاه هم می پذیرم که اشتباه داشته ام ، حتی از نوع بزرگش ،

    از دست من که عصبانی نیستی؟ اقا ما رفتیم با اجازه




    نقل قول نوشته اصلی توسط baby

    چند روز قبل به همسرم گفتم که هفته بعد چند تا از دوستام قراره بیان خونمون.(بحث پارتی و اینا نیستا)
    یه واکنش خیلی تند داشت ، پرسیدم چیه چی شد؟ گفت غلط کردم !!
    ==================================================

    تاپیک چه سرعتی داره من جا موندم!

    بی بی نوشته بودی:
    "البته جمله همیشگیم این بوده "برای مواردی که اشتباه از طرف من بوده عذر میخوام"

    وقتی همسر من این جمله رو میگه من خیلی ناراحت میشم! این جمله از نظر من یعنی اینه اون اصلا نمیدونه که اشتباهش کجا بوده یا اینکه اصلا فکر نمیکنه که اشتباهی مرتکب شده! فقط میخواد سر و ته قضیه رو هم بیاره. اونهم بدون اینه حتی بخواد قبول کنه که قدری مقصره!
    به احتمال قوی همسر من هم همین برداشت رو میکنه ،
    (بعدها باید رو این قضیه وقت بذارم)
    اما منظور من به صراحت اینه که خوبه ادم پذیرش داشته باشه ، اینطور نیست که همه اشتباهات از طرف من باشه ، شما هم حداقل یکبار برای نمونه یه عذر خواهی کوچیک بکن ، اونهم نه اینکه من از عذر خواهی شما خوشحال بشم فقط برا اینکه بدونیم عذر خواهی هم می تونه آب سردی باشه رو خیلی از رنجشها ، و فهم این نکته خیالم رو راحت می کنه نه شنیدن کلمه "عذر میخوام" اونهم از همسرم.

  6. 6 کاربر از پست مفید baby تشکرکرده اند .

    baby (چهارشنبه 19 مهر 91)

  7. #24
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 27 اردیبهشت 04 [ 12:05]
    تاریخ عضویت
    1390-2-14
    نوشته ها
    1,634
    امتیاز
    43,486
    سطح
    100
    Points: 43,486, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveVeteranTagger First Class25000 Experience Points
    تشکرها
    5,992

    تشکرشده 8,211 در 1,575 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    369
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام آقای BABY

    برای من خیلی سووال پیش اومده،

    چرا همسرتون از گفتگو پرهیز دارند؟ نکنه در گفتگوهایتان شما ماهر تر هستید و همیشه حس شکست با خانمتون همراهه؟

    چرا مدتی است است که همسرتون به شما و زندگی توجهی نداره ؟ آیا جدای از اون مسایلی که شما می دانیدو تلمبار شده ایشان خواسته ای از شما داشته که شما ساده از اون گذشته باشید؟

    خود زنی همسرتون ناشی از ناتوانی ایشون هست. ایشون خودش را در مقابل شما فردی ضعیف می دونه که نمی تونه از حقوق خودش دفاع کنه . احساس اینکه مورد ظلم واقع شده و نمی تونه حتی در گفتگو از خودش احقاق حق کنه.

    من مشکل را مربوط به مهمانی نمی دونم بلکه یه حس منفی درون همسرتون رشد کرده که شما از اون بی اطلاع هستید.




    زندگی همیشه با معادله حل نمی شه همیشه نباید از زاویه منطقی وارد بحث شد گاهی برای پیروزی لازمه از دریچه بی منطق طرف روبه رو به قضیه نگاه کرد وطرف رابا خودمون همسو کنیم.

    همسرتان که در اوایل گریه می کرد با او چگونه برخورد می کردید؟

    چرا گریه می کرد؟ گریه هم دلیل بر ناتوانی است. این حس ناتوانی در بیان خواسته هایی که از نظر شما غیر منطقی هست از اون اول با ایشون بوده.




    خیلی راحت او را متهم می کنید که او در رفع مشکلات خیلی بی تفاوت است آیا او هم با شما هم عقیده است؟

  8. 7 کاربر از پست مفید بی نهایت تشکرکرده اند .

    بی نهایت (جمعه 21 مهر 91)

  9. #25
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    سلام به شما

    با تمام وجودم حس و حال شما و ناراحتی تون رو درک میکنم.
    به نکته خوبی اشاره کردید..واقعا وقتی مسائل تلنبار میشه روی همدیگه آتیشی که ازش بلند میشه رو به سختی میشه مهار کرد.

    چیزی که من تجربه کردم اینه که درسته که باید در زندگی گذشت داشت..سخت نگرفت...زود رفع دلخوری کرد.اما برخی مواقع واقعا عذر خواهی های بی مورد فقط کار رو بدتر میکنه.

    برخی مواقع که از دلخوریهام با همسرم مادرم خبردار میشه (البته نه با جزییات) بهم میگه مریم..دوست پسرت که نیست ! شوهرته.اوایل ازدواج تز من هم همین بود.نمیگم الان نیست اما خوب به نسبت متعادل تر شده.
    فهمیدم جاهایی که وقاعا مقصر نیستم نباید عذر خواهی کنیم.که البته من خورد و داغون شدم تا حالتی رو که خودم در همسرم ایجاد کرده بودم رو دوباره درست کنم.

    به نظرم بهتره شما هم شرایط همسرتون رو در نظر بگیرید.من قبول دارم که واقعا سریالهای تلویزیون بی خود و بی محتواست.اما شاید این دیدگاه من و شما باشه و دقیقا دیدگاه مقابل همسرتون باشه.

    خیلی از کاراهایی که ما میکنیم هدفمون برای خوب شدن زندگیمون نیست.تفریحه...لذته...دلخوشیه.
    مثل همین سریال دیدن ...


    خیلی از خانومها به اخبار دیدن و فوتبال دیدن اقایون احترام میذارن اگرچه براشون سخته و در نهایت هم میگن اخه اینهمه اخبار و فوتبال به چه درد میخوره؟
    و این بر میگرده به عدم درک طرف مقابل و همدل شدن باهاش.

    من فکر میکنم یه کوچولو شما اینجا خودخواهی کردید و توقع داشتید ایشون موقیعت شما رو در نظر بگیره اما شما نه.شما نیاز به صحبت داشتی اما خانومتون هم نیاز به سریال داشت.



    برای کنترل خشم راهکار خوبی به ذهنم رسید.اینو یکی از اساتید خوب دانشگاه بهم یاد داد.
    گفت برای خشمت 10 نمره بذار.حواست به نمره خشمت باشه.وقتی دیگه به 6 یا 7 برسه باید به خودت بیای و خودتو کنترل کنی.خشمی که به 8 یا 9 برسه رو دیگه نمیشه کنترل کرد.

    وقتی کار به درگیری فیزیکی میرسه تنها یک دلیل داره.اونم عدم کنترل خشمه.چه از طرف زن و چه از طرف شوهر.از اول دعوا که درگیری وجود نداره.کم کم دوزش میره بالا و ناگهان کنترل همه چیز از دست خارج میشه.

    یادمه چند وقت پیش یکی تاپیکی ایجاد کرده بود و نوشته بود همسرم با بچه مخالفه و میگه تا چند سال دیگه بچه دار نشیم.خود همون کسی که تاپیک رو ایجاد کرده بود نوشته بود منم تصمیم گرفتم چند سال بعد ! که امد گفت بیا بچه دار بشیم.من بهش بگم نه...از این خبرا نیست.
    من چند سال زجر کشیدم ..حالا تو بکش !

    این دیدگاه به زندگی میدونید یعنی چی؟
    یعنی اینجا خونه نیست..میدون جنگه !

    شما میخواستید صحبت کنید همسرت گفته نه....بعد ایشون خواسته صحبت کنه شما گفتی نه.یه جایی یکی نباید یکمی از خود گذشتگی داشته باشه؟حتی اگر حال جسمیش و روحیش مساعد نباشه؟

    در نهایت
    امیدوارم مشکلتون زودتر حل بشه.مشکلات برای همه هستش.به خصوص از این قبیل .شما با درایت و دانشتون به راحتی این مشکل رو حل میکنید.

    موفق باشید



  10. 4 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (چهارشنبه 19 مهر 91)

  11. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 شهریور 99 [ 16:54]
    تاریخ عضویت
    1387-12-29
    نوشته ها
    359
    امتیاز
    14,355
    سطح
    77
    Points: 14,355, Level: 77
    Level completed: 77%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    655

    تشکرشده 679 در 210 پست

    Rep Power
    54
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    اگه قبول کنیم که دعوا نمک زندگیه، کتک کاری هم لابد یه چیزیه مثل ترشی بندری ا یه خرده تند تر!

    اتفاقی هست که افتاده. خوب وقتی واقعا همه ی راههای ارتباطی بین دو طرف بسته میشه و نمیشه خواسته ها رو با زبان منتقل کرد، ناچار گاهی از زبان بدن استفاده می کنیم. شاید در اون لحظه حساس (دقیقا در اون لحظه) دیگه دست ما هم نباشه. اونقدر آدرنالین ترشح شده که بدن فکر میکنه اگه کاری نکنه واقعا یه چیزی میشه. (هر چند شما بهتر از ما می دونی که میشه کاری کرد که هورمونا برامون تصمیم گیری نکنن.)

    اما . . .

    به پا گر خلد خاری آسان بر آید
    چه سازم به خاری که در دل نشیند!

    این کتک کاری ها میگذره. چه بسا خاطره شیرینی هم ازش باقی بمونه!! مهم اون خاره که نباید بر دل بشینه.
    شما که خودت استاد مایی!

  12. 6 کاربر از پست مفید mostafun تشکرکرده اند .

    mostafun (چهارشنبه 19 مهر 91)

  13. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    من هم حسی رو که همسرتون داشتند رو زیاد در زندگیم تجربه کردم.

    حس اینکه قرار نیست گفتگویی آزاد صورت بگیره که در اون صمیمیت من و همسرم به نمایش گذاشته بشه، بلکه قراره مسائل بر طبق نظر همسرم نتیجه بگیره اگرچه ظاهرا (به زور) نظر موافق من هم گرفته میشه.

    و البته حس شما رو هم من در همسرم زیاد مشاهده کردم. حس مستاصل شدن. اینکه اگر روند گفتگو یا جریان زندگیش با من طبق ایده الها و نظراتش پیش نرود به هم میریزد و پر از خشم میشود.

    و اما کتک کاری معمولا باعث میشه محبت بین زن و شوهر کم بشه. پس برای جبرانش باید خیلی وقت بگذارید.

    راه حل : به نظر من اقای sci خیلی خوب راه حل دادند. سعی کنید گفتگو رو هدف در نظر بگیرید نه نتیجه ای که قراره از گفتگو گرفته بشه. اینطوری هر نتیجه ای که گرفته بشه خوشایند دو طرف خواهد بود .

  14. 5 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (شنبه 22 مهر 91)

  15. #28
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    [b]سلام babyعزیز

    خیلی ناراحت شدم فک کردم مطلب گذاشتین اولش

    ناراحت نباشین

    دارم با خودم فکر میکنم :قانونای دعوا اینجا کاربرد داره دیگه (یانکنه اون تاپیک بد اموزی داشته!!!!!)

    میبینی حتی بین شما که اینقدر کارشناسو و اهل گفت و گویید بحث پیش میاد ان شاالله که هیچ وقت دیگه پیش نیاد

    چه برسه به اونایی که......
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را

  16. 2 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    فرشته اردیبهشت (شنبه 22 مهر 91)

  17. #29
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 25 مهر 92 [ 09:18]
    تاریخ عضویت
    1388-10-19
    نوشته ها
    1,262
    امتیاز
    11,056
    سطح
    69
    Points: 11,056, Level: 69
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 194
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,891

    تشکرشده 4,928 در 1,071 پست

    Rep Power
    144
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    آقای بی بی سلام
    وقتی اون شرایط پیش اومد، پسرتون چی کار کرد؟
    از اون هیچی نمی گید!
    شاید روحیه اون بیشتر نیاز به ترمیم داشته باشه!
    می دونم می دونید ولی چنین دعواهایی احترام و جایگاه هردوتون رو نزدش متزلزل می کنه بعلاوه آسیب روحی که می بینه!

  18. 2 کاربر از پست مفید هستی تشکرکرده اند .

    هستی (یکشنبه 23 مهر 91)

  19. #30
    روانشناس تربیتی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 تیر 95 [ 12:21]
    تاریخ عضویت
    1389-5-26
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    5,221
    سطح
    46
    Points: 5,221, Level: 46
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 129
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    404

    تشکرشده 451 در 101 پست

    Rep Power
    28
    Array

    RE: کتک کاری با همسر

    [align=justify]سلام

    خوبین دوستان؟

    تقریبا همه آقای بی بی رو متهم کردند. من فکر میکنم ایشون بهتر و بیشتر از همه ما به این مساله واقف هستند که اشتباه کردند و درخواست کمک دارند برای بارگشت به روابط درست با همسرشون.

    آقای بی بی عزیز؛

    آیا به نیازهای همسر خود واقف هستید؟

    آیا حساسیت های ایشون رو می دونید؟(قبلا همچین شرایطی پیش اومده بود که بخواین دوستاتونو دعوت کنین؟ واکنششون چی بود؟ میخوام بدونم مساه اصلی همین دعوت و عدم اطلاع ایشونه یا مساله چیز دیگریه که در این قالب نمود پیدا کرده؟)
    [/align]

  20. 8 کاربر از پست مفید mohsenazizi تشکرکرده اند .

    mohsenazizi (پنجشنبه 20 مهر 91)


 
صفحه 3 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.