زهره خانم ممنونم كه وقت گذاشتين.
چطوري ميتونم به آرامش برسم و بعد تصميم بگيرم.وقتي رفتاراشو ميبينم .مثلا همون ديشب بعد از كلي دعوا و تهديد و توهين و حمله براي كتك زدن و ... آخر شب اومده پيشم كه من وظايف زناشوئيم را انجام بدم.اول براش توضيح دادم كه من از نظر روحي آمادگيشو ندارم.ولي اون با زور و اصرار به خواسته خودش رسيد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!:302
از صبح نميدونين چه حس بدي نسبت به خودم دارم.حالم از خودم بهم ميخوره.
چطوري ميتونم از اين ترس رها بشم.ترس از مراحل طلاق-ترس از تنها شدن-ترس از مطلقه شدن-
خدايا كمكم كن.
راستي 7آبان از آقاي دكتر افتخار وقت مشاوره دارم.چند ماه پيش وقت گرفتم خيلي دير وقت ميدن.







علاقه مندی ها (Bookmarks)