سلام
در ابتدا همان كارهايي كه با شمامي كند را بر سر خودش انجام داده و تلافي كنيد . كاري كنيد كه رابطه تان به خاك و خون بيفتد. آنوقت خودتان به نوعي آتش بس بدهيد و مظلوم وار به او بگوئيد كه اين همان كاري است كه او در اين مدت با شما مي كرده و بعد آواز جدايي بخوانيد و مدتي طولاني وانمود كنيد كه از رفتارهاي او خسته شده ايد و او را به حال خود رها كنيد تا كمي با خود انديشه كند. اگر شما را دوست داشته باشد و ذاتاً مايل به چنين رفتارهايي نبوده و صرفا از روي سهل انگاري و اشتباه دچار چنين خطايي شده باشد،به طور حتم براي جبران قدم برمي دارد اما زماني كه گوشه حرفي به شما زد حالت دفاعي نگيريد و راه را برو او نبنديد و اجازه دهيد تا با حفظ غرور مردانه،شما را به طور شاهانه دوباره به سمت خود برگرداند. با او صحبت كنيد و به او بگوئيد كه اگر قرار باشد هر دوي شما همينطور رفتار كنيد ، چه بر سر زندگي و آينده تان خواهد آمد. از زندگي هايي كه احترام و شخصيت حرف اول را مي زند تعريف كنيد و دل او را به آب بنيدازيد. شايد اوضاع بهتر شود. اين راه حلي بود كه به ذهن من رسيد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)