سلام به نظر من شما به طور خصوصي سري هم به مادر ايشون بزنيد و از ايشون بخواهيد كه وقتي به شما بدهند تا تنها با ايشان حرفهايتان را بزنيد و سپس به تمام دغدغه ها و نگراني هاي مادر ايشان خاتمه دهيد و خيال او را راحت كنيد كه دخترشان را دوست داريد و شما و خانواده تان او را خوشبخت خواهيد كرد. در مورد خصوصيات خوب و بد پدرتان با او صحبت كنيد تا بيشتر آشنا شود و چشم بسته نه نگويد. اگر حتي نگفت كه مشكل از كجا آب مي خورد اما شما از همه جا و همه كس صحبت كنيد تا به تمام سئوالهاي ذهني ايشان پاسخ گفته باشيد. اول با مادر ايشون صحبت كنيد. صحبتتان بيشتر جنبه دردو دل داشته باشد او هم كم كم به حرف امده و نظر خودش يا احتمالا دخترش را به شما مي گويد و شما مي توانيد پي ببريد كه مشكل از كجاست. تا جايي كه مي شود به او اطمينان دهيد كه نگرانيهايشان بي مورد است. بگذاريد مادر ايشان تصور كنند شما همان هماي سعادت دخترشان هستيد.( البته خالي بندي نكنيدا !!!) ممكن است مادر ايشان از صحبت كردن با شما دوري كنند اما محترمانه از ايشان درخواست كنيدو بر روي درخواست خود پافشاري كنيد.