ببینید برای همون هدفهای کوتاه مدت یا بلند مدت شما یک سری کارها رو انجام میدید و اگر نتیجه گرا نباشید همون قدمهای کوتاه اما مستمر شما رو شاد و امیدوار نگاه می داره. و البته بعد از مدتی متوجه میشید که چقدر این شادی و امید شما رو با سرعت پیش میبره.
مثلا در مورد همین خجالتی بودن. از قدمهای کوتاه شروع می کنیم. امروز سعی می کنیم توی جمع اگر قبلا دو جمله می گفتیم سه جمله بگیم. فردا یک قدم بیشتر و .... همین یک پیشرفته و اگر در بلند مدت مستمر این قدم ها رو بردارید به تک تک اهدافتون می رسید مگر اینکه چیزی در اراده شما نباشه و در اینصورت هم دیگه مشکل یا کاستی ای از طرف شما نبوده .
بگذار یک مثال از خودم بگم، شاید مفید باشه.
من ادم خیلی کم حرفی بودم. شاید تا 5 سال پیش. تا قبل از اون فکر می کردم این خیلی خوبه. اما در ازدواجم فهمیدم خیلی مشکل بزرگیه مخصوصا برای یک زن. هر روز سعی می کردم موضوعاتی پیدا کنم تا کمی بتونم صحبتهامو طولانیتر کنم و هر روز که فقط یک جمله بیشتر می شد احساس می کردم کلی پیشرفت کردم .بعد رفتم اداب سخن گفتن رو یاد گرفتم اما خیلی اهسته پیش رفتم. الان بعضی وقتها از بس حرف می زنم خودم چانه ام خسته می شه. و همین طور موارد دیگه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)