به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 12

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 بهمن 91 [ 21:16]
    تاریخ عضویت
    1390-8-08
    نوشته ها
    225
    امتیاز
    1,705
    سطح
    24
    Points: 1,705, Level: 24
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    599

    تشکرشده 601 در 179 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: آیا مشکل من پرتوقع بودن است؟

    من الان خودم با خودم کنار اومدم و میدونم که فعلا نمیخوام ریسک کنم. نمیخوام برم و زندگیم بشه درس و 4-5 سال دیگه که سن ازدواجم هم بالا رفته پشیمون بشم که ای کاش مونده بودم، ازدواج کرده بودم و درس رو در اولویت دوم زندگیم میگذاشتم.

    ولی راستش رو بخواین
    نمیدونم این واقعا منطق واقعی ذهنم هست، یا ذهنم داره تنبلی رو ترجیح میده و خود گول زنی میکنه با این حرفها....
    به این معنا که مثلا نمیگه: باید بری، تلاشت رو بکنی، تا 2 سال فقط درس هست اما بعدش باید برای زندگی اجتماعیت هم تلاش کنی و .....
    خلاصه که به قولی
    this is the reality of life!


    چیزی که من رو مردد میکنه که نکنه دارم لوس بازی در میارم اینه:

    دوستم تو یه دانشگاه کانادا هست. گفت یه مرد 60-50 ساله ایرانی اینجا داریم.
    این آدم 7 سال جنگ بوده (به نظر من یعنی زمان جوانیش هم تلاشش رو برای اهدافش ثابت کرده)، الان 3 تا فرزند داره. مهاجرت کردن همگی اینجا. این مرد برای رفاه خانوادش خانه و ماشین و ... خریده و کلی الان زیر بار قرض هست.
    در کنارش یکی از اهدافش از کانادا اومدن، درس خوندن هست! اومده لیسانس IT داره میخونه با این سن.
    برای قرض هاش و خرج دانشگاه، کلی کار بدنی سنگین میکنه (یعنی هم دانشجو هست، هم با کار بدنی خرج خانواده و قرض ها رو باید در بیاره)
    کلاس های یوگا و ... برگزار میکنه.
    در همین حین در حال طلاق هم هست.

    با همه این فشارهای جسمی و روحی
    8 صبح زنگ بزنی پر از انرژیه
    10 شب هم زنگ بزنی پر از انرژیه

    وقتی باش حرف بزنی دنیای انرژی رو بهت میده

    ----------------

    نمیدونم. چه چیزی در وجود من گم شده که من الان اینطور نیستم. چرا تا 23 سالگی اینطوری بودم و الان نه؟

    میدونین، چیزی که گم شده در وجودم اینه:

    تحمل فشارها و سختی ها در کنار شادی، بدون اینکه افسردگی بگیری....

    چرا؟



    البته یه جواب برا خودم پیدا کردم. نمیدونم تا چه حد درسته.
    این مرد 50 ساله، یک دور زندگی رو تجربه کرده و چرخه زندگیش تقریبا کامل شده یک بار (کار-درآمد-زن-بچه)
    ولی من چون یه قسمت هاییم از چرخه زندگیم تاحالا متعادل نشده، برای همین اصرار دارم اول اونها رو متعادل کنم.
    برای همین دیگه حاضر نیستم بابت درس خوندن (بعدی که خیلی تو زندگیم تا به حال پررنگ بوده) همچنان بیش از بقیه ابعاد انرژی صرف کنم....

    ووووووووووووووووووووووووو ووووووویییییییییییییییییی یییییییییییییی. نمیدونممممممممممممم

    حتی نمیفهمم آیا ذهنم داره گولم میزنه یا نه

  2. 3 کاربر از پست مفید roze-zard تشکرکرده اند .

    roze-zard (جمعه 28 مهر 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. به نظرتون شک به همسرم در این شرایط درست است؟
    توسط donya. در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 02 اردیبهشت 94, 20:07
  4. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:31 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.