[align=justify]سلام نیاز عزیزم
احساست رو درک می کنم، جداشدن در وضعیت وابستگی خیلی رنج آوره.
شاید به نظرت عجیب بیاد، اما من فکر می کنم چیزیکه باعث می شه قدرت جدایی رو پیدا کنی، همین احساسیه که نسبت به خودت داری. احساس تهوع!
درسته که تو کارهایی انجام دادی و می دی که اصلا تاییدشون نمی کنی، و درسته که بخاطر وابستگیت احساس حقارت می کنی (عذر خواهی منو بپذیر که از این واژه استفاده می کنم) اما این احساس نشونه عزت نفسیه که در خودت داری!
انسان تا شرافتمند نباشه، تا ارزش های اصیل در خودش نداشته باشه، دچار احساس تهوع از خود نمی شه! برای همین من پست شماره 5 رو کاملا وارونه خوندم. تو تایپ کردی: خودمو کوچیک می کنم. من خوندم: من این وضعیت رو در شأن خودم نمی دونم.
من منتظر نیاز64 دگرگونی هستم!
هم ما می دونیم و هم خودت می دونی که کلید این قفل فقط و فقط در دست توه. تو خودت کار درست رو می دونی، قلبت هم داره برای ساختن زندگی و شخصیتی متفاوت می تپیه. پس همه چیز محیاست، فقط مونده که شروع کنی.
فقط مونده که شیشه ی این رابطه رو بالای سری سرت ببری و با همه قدرت بکوبیش به زمین! و قدم در راه بازسازی بگذاری.
نیاز جانم، نایست، دست به کار شو! اولین قدم سخته، اما تو در آستانه گام برداشتنی ( پست 5 اثبات ادعای منه!). پس قربونت من منتظرم بیای و گام به گام مراحلی که طی می کنی تا به احساس رضایت از خود برسی رو تو همین تاپیک برامون بگذاری.[/align]








) اما این احساس نشونه عزت نفسیه که در خودت داری!

علاقه مندی ها (Bookmarks)