ستاره عزیزم منم تا حدودی مسئله ام شبیه خودت بود از بی توجهی همسرم ناراحت بودم الان یه ماهه از دوستای خوب این تالار کمک میگیرم و دارم رو خودم کار میکنم.عزیزم شاید این جمله تکراری باشه اما مطمئن باش فقط و فقط وفقط خودت باید تغییرکنی تا همسرت عوض بشه.شاید هم هیچ وقت عوض نشه اما اگه تغییرات مثبتی تو خودت به وجود بیاری دیگه از کم توجهی همسرت بهم نمیریزی
خانمی من با تمام وجودم درکت میکنم.باورت میشه 2 سال تمام اکثر شبها با گریه خوابیدم؟اما الان همه چی عوض شده..تو یکماهی که دارم رو خودم کار میکنم انقدر از زندگیم راضیم که دیگه توجه همسرم برام یه نیاز نیست.نمیگم بهش احتیاج ندارم اما مثل قدییم کم توجهیش داغونم نمیکنه.باید باید باید به استقلال روانی برسی تا اونقد خودت رو دوست داشته باشی که بتونی با رفتارت به همسرت ثابت کنی سزاوار دریافت عشقی....تازگیها رفتار همسرم هم داره تغییر میکنه.مطمئنم در مورد تو هم این رهنمودها جواب میده....
راستی از خودت نگفتی چه کار میکنی؟روزتو چطور سپری میکنی؟تفریحاتت.برنامه هات و.. چجورین؟نگفتی همسرت از اول اینطور بوده یا مدتیه تغییر کرده؟
مشغله کاریش چجوریه؟
هرچه با جزئیات بیشتری رابطتو شرح بدی بهتر کمک دریافت میکنی......
به خودت ایمان بیار و شاهد معجزه باش








علاقه مندی ها (Bookmarks)