امروز بعد از تقریبا دوسال رفتم خونه پدربزرگم،چون پدربزرگ و مادر بزرگمو باعث بدبختیای زندگیمون میدونم و خودشونم اینو ثابت کردن دیگه دوست نداشتم هیچ وقت ببینمشون ولی تو این عید قربان کینه ها رو گذاشتم کنار و رفتم خونشون،هرچند دیگه اصلا دوسشون ندارم...
تشکرشده 2,271 در 375 پست
امروز بعد از تقریبا دوسال رفتم خونه پدربزرگم،چون پدربزرگ و مادر بزرگمو باعث بدبختیای زندگیمون میدونم و خودشونم اینو ثابت کردن دیگه دوست نداشتم هیچ وقت ببینمشون ولی تو این عید قربان کینه ها رو گذاشتم کنار و رفتم خونشون،هرچند دیگه اصلا دوسشون ندارم...
راحیل خانوم (دوشنبه 08 آبان 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)