مشکل خاصی در زمینه روابط زناشویی نداریم هر چند که رابطه کامل نداریم ولی طبیعی که با ذهنیتی که من نسبت به ایشون دارم تو ی این موضوع هم ایرادایی گاهی اوقات منو به هم می ریزه.ضمنا راجع به صحبتی که دوستی گفته بودن من ایرادای خودمو نمی بینم هیچ جا من نگفتم من ایراد ندارم فقط اشاره کردم وقتی مجموعه شرایط رو با هم می سنجم خواه ناخواه این احساس کم دیدن طرفم که از اتفاق تو رفتار و گفتار هم خود ایشون و بعضا اطرافیان خودشون(به گفته خودش)هم به آن اذعان شده منو اذیت می کنه گاهی اوقات فکر می کنم اون برای اینکه منو از دست نده یه سری کارایی رو انجام میده که بعضا باعث ناراحتی من میشه یعنی اینکه عشقی که ازش صحبت می کنه صرفا وابستگی به خاطر کمبود های خودشه نه دلبستگی.از طرفی وجدانم به من اجازه نمی ده که بخوام باهاش بدرفتاری کنم ولی متاسفانه این مسایل باعث شدن که من در سطح پائینی ناخواسته باهاش برخورد داشته باشم و همونطور که گفتم هیچ کار ی را با ذوق براش انجام ندمو خیلی خودمو مثل دیگران در تیپ و ظاهر خودم تا گرفتن کادو،تفریح رفتن،خرید کردن،رفت و آمد به منزلشون و ...خیلی تو زحمت(به خاطر بی میلی)نندازم.هم دلم برا خودم میسوزه که چرا بیشتر دقت نکردم هم برا او که می دونم هیچ گناهی نکرده که منو پذیرفته و دوستم داره.خانمای محترمی که نظر میدن خواهشا جانب انصاف رو در نظر بگیرن و خودشونو جای من بگذارن و سعی کنن راه حل ارایه کنن نه اینکه با تعصب به جنسیتشون با این موضوع برخورد کنن.